embalmer

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای جلوگیری از تجزیه یک جسد استفاده می‌شود
Word Forms
جمعembalmers

جملات نمونه

I never thought an embalmer was a decent job.

من هرگز فکر نکردم که شغل یک مُرده‌بان خوب باشد.

The embalmer prepared the body for the funeral.

مُرده‌بان جسد را برای تشییع جنازه آماده کرد.

The embalmer used special chemicals to preserve the body.

مُرده‌بان از مواد شیمیایی خاص برای حفظ بدن استفاده کرد.

The embalmer carefully wrapped the body in bandages.

مُرده‌بان جسد را با دقت در پارچه‌های تنظیف پیچید.

The embalmer's job requires attention to detail.

شغل مُرده‌بان نیاز به توجه به جزئیات دارد.

The embalmer works in a funeral home.

مُرده‌بان در یک سردخانه کار می‌کند.

The embalmer is trained to handle deceased bodies with respect.

مُرده‌بان برای برخورد با جسد با احترام آموزش دیده است.

The embalmer is responsible for preparing bodies for viewing.

مُرده‌بان مسئول آماده‌سازی جسدها برای تماشا است.

The embalmer is skilled in the art of preservation.

مُرده‌بان در هنر حفظ مهارت دارد.

The embalmer's work plays a crucial role in the funeral process.

کار مُرده‌بان نقش مهمی در روند تشییع جنازه ایفا می‌کند.

The embalmer must adhere to strict guidelines and regulations.

مُرده‌بان باید به دستورالعمل‌ها و مقررات سخت‌گیرانه پایبند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید