mortician

[ایالات متحده]/mɔːˈtɪʃ.ən/
[بریتانیا]/mɔrˈtɪʃ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مدیر تشییع جنازه یا کفن‌دار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

funeral mortician

مرتط مراسم تدفین

licensed mortician

مرتط دارای مجوز

experienced mortician

مرتط با تجربه

local mortician

مرتط محلی

professional mortician

مرتط حرفه‌ای

mortician services

خدمات تدفین

mortician job

شغل مرتط

mortician training

آموزش مرتط

mortician duties

وظایف مرتط

mortician career

مسیر شغلی مرتط

جملات نمونه

the mortician prepared the body for the funeral.

متوفی برای تشییع جنازه آماده‌سازی شد.

many people appreciate the work of a mortician.

بسیاری از مردم از کار یک پزشک قانونی قدردانی می‌کنند.

being a mortician requires compassion and skill.

یک پزشک قانونی بودن نیاز به شفقت و مهارت دارد.

the mortician discussed the arrangements with the family.

پزشک قانونی با خانواده در مورد مقدمات صحبت کرد.

a mortician often works long hours during peak seasons.

یک پزشک قانونی اغلب در فصول اوج ساعات طولانی کار می‌کند.

she decided to become a mortician after her grandfather's passing.

او پس از فوت پدربزرگش تصمیم گرفت پزشک قانونی شود.

the mortician's job involves various tasks and responsibilities.

کار یک پزشک قانونی شامل وظایف و مسئولیت‌های مختلف است.

training to be a mortician can take several years.

آموزش برای تبدیل شدن به یک پزشک قانونی ممکن است چندین سال طول بکشد.

the mortician provided comfort to grieving families.

پزشک قانونی آرامش را به خانواده‌های داغدار داد.

morticians play a vital role in the funeral industry.

پزشکان قانونی نقش مهمی در صنعت تشییع جنازه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید