embankment

[ایالات متحده]/ɪm'bæŋkm(ə)nt/
[بریتانیا]/ɛmˈbæŋkmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیواره یا دیوار بلندی که برای حمل یک جاده یا جلوگیری از آب ساخته شده است
Word Forms

جملات نمونه

The embankment was washed out by the storm.

دیوار ساحلی توسط طوفان تخریب شد.

the embankment was overwhelmed and water surrounded the mosque.

دیوار ساحلی درهم شکست و آب مسجد را احاطه کرد.

By strengthening the embankments they secured the village from floods.

با تقویت دیوارهای ساحلی، آنها روستا را از سیل محافظت کردند.

The bus came off the road and plunged down an embankment.

اتوبوس از جاده خارج شد و به پایین یک دیوار ساحلی سقوط کرد.

The waves washed over the sea embankment with a loud crashing noise.

امواج با صدای بلند بر روی سیلاب ساحلی شستشو دادند.

The work consisted of throwing up embankments and installing water turbine pumps.

این کار شامل ایجاد دیوارهای ساحلی و نصب پمپ‌های توربین آب بود.

And geothermal field of embankment become dissymmetrical at ubac and solar slope due to the asymmetry of aspects and geometrical sizes, which also leads to a dissymmetry of embankment settlement;

و میدان زمین گرمایی از حاشیه حوضچه در ubac و شیب خورشیدی به دلیل ناهمگنی جنبه ها و اندازه های هندسی ناهمگون می شود، که منجر به ناهمگنی نشست حوضچه نیز می شود.

And use the red gritstone silt soil build an embankment which reinforced by two-way tensioned geogrid.

و از خاک رس قرمزی برای ساختن یک دیوار ساحلی که توسط شبکه ژئوتکستیل دو طرفه تقویت شده است، استفاده کنید.

The main controlling factors of embankment slope stability are engineering geological petrofabric,rockmass structure type and structure of embankment.

عوامل اصلی کنترل کننده پایداری شیب دیوار ساحلی عبارتند از: مهندسی زمین شناسی، بافت سنگ، نوع ساختار سنگ و ساختار دیوار ساحلی.

نمونه‌های واقعی

I slipped on one and started to slide down the embankment.

من روی یکی لیز خوردم و شروع به سر خوردن در امتداد حوضه کردم.

منبع: Stephen King on Writing

It rolls down the embankment and lands up against their railings.

این چرخ ها در امتداد حوضه می چرخند و در برابر نرده های آنها فرود می آیند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

Work is underway to strengthen river embankments and repair damaged roads.

برای تقویت حوضه های رودخانه و تعمیر جاده های آسیب دیده، کار در حال انجام است.

منبع: CRI Online August 2023 Collection

But the government and powerful landowners are known to breach these embankments on purpose.

اما دولت و زمینداران قدرتمند به دلیل نقض این حوضه ها شناخته شده اند.

منبع: Vox opinion

They crawled over an embankment onto the wet grass.

آنها از روی یک حوضه به سمت چمن خیس خزیدند.

منبع: Magic Tree House

After breakfast near ten o'clock, we went down onto the embankment.

بعد از صبحانه حدود ساعت ده، ما به سمت حوضه رفتیم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

The embankments along the river were built to protect regions from riverine flooding.

حوضه های در امتداد رودخانه برای محافظت از مناطق در برابر سیلاب های رودخانه ساخته شده اند.

منبع: Vox opinion

The Nautilus was stationary. It was floating next to an embankment shaped like a wharf.

ناتیلس ثابت بود. این در کنار یک حوضه به شکل اسکله شناور بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

The British built embankments to keep floodwater from flowing past the river's banks.

بریتانیایی ها حوضه هایی ساختند تا از جاری شدن آب سیلاب از کنار رودخانه جلوگیری کنند.

منبع: Vox opinion

It was blocked by the system of canals, embankments and wastewater drains built parallel to the river.

این توسط سیستم کانال ها، حوضه ها و زهکشی فاضلاب که به موازات رودخانه ساخته شده بود، مسدود شده بود.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید