steep slope
شیب تند
gentle slope
شیب ملایم
hillside slope
شیب تپه
climb the slope
بالا رفتن از شیب
slope stability
پایداری شیب
rock slope
شیب سنگ
slope protection
حفاظت از شیب
side slope
شیب کناری
slope angle
زاویه شیب
north slope
شیب شمالی
slope failure
ریزش زمین
northern slope
شیب شمالی
at the slope
در شیب
continental slope
شیب قارهای
longitudinal slope
شیب طولی
slope efficiency
راندمان شیب
slippery slope
شیب خطرناک
slope toe
کف شیب
abrupt slope
شیب تند
upstream slope
شیب بالادست
unstable slope
شیب ناپایدار
back slope
شیب پشتی
a slope of unbuilt land.
شیب زمینی ساخته نشده
a bloomy sunlit slope.
شیبی پر گل و آفتابی
The orchard is on the northward slope of the hill.
باغات در دامنه شمالی تپه قرار دارند.
We live on the westward slope of the hill.
ما در دامنه غربی تپه زندگی می کنیم.
the eastern slopes of the mountain.
شیبهای شرقی کوه
the garden sloped down to a stream.
باغ به سمت یک جریان شیب داشت.
The road sloped gently to the sea.
جاده به آرامی به سمت دریا شیب داشت.
a mountain slope speckled with houses
شیب کوهستانی با خانه های پراکنده
sloped down the trail.
در امتداد مسیر به سمت پایین شیب داشت.
sloped the path down the bank.
مسیر را در امتداد حاشیه به سمت پایین شیب داد.
He ran up the slope to the top of the hill.
او برای رسیدن به بالای تپه از شیب بالا رفت.
The floor slopes badly here.
کف در اینجا به شدت شیب دارد.
the structure at an abrupt slope or an acclivity
ساختار در شیب یا شیب تند ناگهانی
2.The horizontal and vertical displacement at solar slope side are all more than ubac slope side;
۲. جابجایی افقی و عمودی در سمت شیب خورشیدی همگی بیشتر از سمت شیب اوپاک است;
He slithered helplessly down the slope.
او به طرز ناتوانی در سرازیری سر میخورد.
I eased down the slope with care.
من با احتیاط از شیب به آرامی پایین رفتم.
the exposure is perfect—a gentle slope to the south-west.
قرار گرفتن در معرض عالی است - یک شیب ملایم به سمت جنوب غربی.
the landward slopes receive the full force of the wind.
شیبهای به سمت خشکی، تمام نیروی باد را دریافت میکنند.
she scrabbled at the grassy slope, desperate for purchase.
او در حالی که برای گرفتن ناامیدانه تلاش می کرد، در دامنه علفی خراشید.
steep slope
شیب تند
gentle slope
شیب ملایم
hillside slope
شیب تپه
climb the slope
بالا رفتن از شیب
slope stability
پایداری شیب
rock slope
شیب سنگ
slope protection
حفاظت از شیب
side slope
شیب کناری
slope angle
زاویه شیب
north slope
شیب شمالی
slope failure
ریزش زمین
northern slope
شیب شمالی
at the slope
در شیب
continental slope
شیب قارهای
longitudinal slope
شیب طولی
slope efficiency
راندمان شیب
slippery slope
شیب خطرناک
slope toe
کف شیب
abrupt slope
شیب تند
upstream slope
شیب بالادست
unstable slope
شیب ناپایدار
back slope
شیب پشتی
a slope of unbuilt land.
شیب زمینی ساخته نشده
a bloomy sunlit slope.
شیبی پر گل و آفتابی
The orchard is on the northward slope of the hill.
باغات در دامنه شمالی تپه قرار دارند.
We live on the westward slope of the hill.
ما در دامنه غربی تپه زندگی می کنیم.
the eastern slopes of the mountain.
شیبهای شرقی کوه
the garden sloped down to a stream.
باغ به سمت یک جریان شیب داشت.
The road sloped gently to the sea.
جاده به آرامی به سمت دریا شیب داشت.
a mountain slope speckled with houses
شیب کوهستانی با خانه های پراکنده
sloped down the trail.
در امتداد مسیر به سمت پایین شیب داشت.
sloped the path down the bank.
مسیر را در امتداد حاشیه به سمت پایین شیب داد.
He ran up the slope to the top of the hill.
او برای رسیدن به بالای تپه از شیب بالا رفت.
The floor slopes badly here.
کف در اینجا به شدت شیب دارد.
the structure at an abrupt slope or an acclivity
ساختار در شیب یا شیب تند ناگهانی
2.The horizontal and vertical displacement at solar slope side are all more than ubac slope side;
۲. جابجایی افقی و عمودی در سمت شیب خورشیدی همگی بیشتر از سمت شیب اوپاک است;
He slithered helplessly down the slope.
او به طرز ناتوانی در سرازیری سر میخورد.
I eased down the slope with care.
من با احتیاط از شیب به آرامی پایین رفتم.
the exposure is perfect—a gentle slope to the south-west.
قرار گرفتن در معرض عالی است - یک شیب ملایم به سمت جنوب غربی.
the landward slopes receive the full force of the wind.
شیبهای به سمت خشکی، تمام نیروی باد را دریافت میکنند.
she scrabbled at the grassy slope, desperate for purchase.
او در حالی که برای گرفتن ناامیدانه تلاش می کرد، در دامنه علفی خراشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید