embraced

[ایالات متحده]/ɪmˈbreɪst/
[بریتانیا]/ɪmˈbreɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از در آغوش گرفتن؛ شامل شدن؛ در بر داشتن؛ پذیرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

embraced change

پذیرش تغییر

embraced love

پذیرش عشق

embraced diversity

پذیرش تنوع

embraced opportunity

پذیرش فرصت

embraced challenges

پذیرش چالش‌ها

embraced innovation

پذیرش نوآوری

embraced the moment

پذیرش لحظه

embraced the future

پذیرش آینده

embraced new ideas

پذیرش ایده‌های جدید

جملات نمونه

she embraced the opportunity to travel abroad.

او از فرصت سفر به خارج از کشور استقبال کرد.

he embraced his role as a leader in the community.

او نقش خود را به عنوان یک رهبر در جامعه پذیرفت.

the team embraced the new technology with enthusiasm.

تیم با اشتیاق فناوری جدید را پذیرفت.

they embraced the changes in the company culture.

آنها تغییرات در فرهنگ شرکت را پذیرفتند.

she embraced the challenge of learning a new language.

او چالش یادگیری یک زبان جدید را پذیرفت.

the community embraced diversity and inclusion.

جامعه از تنوع و شمول استقبال کرد.

he embraced his creative side and started painting.

او از جنبه خلاقانه خود استفاده کرد و شروع به نقاشی کرد.

they embraced the idea of remote work during the pandemic.

آنها ایده کار از راه دور در طول همه‌گیری را پذیرفتند.

she embraced her past and used it as motivation.

او از گذشته خود استقبال کرد و از آن به عنوان انگیزه استفاده کرد.

the students embraced the opportunity to volunteer.

دانشجویان از فرصت داوطلب شدن استقبال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید