emerged

[ایالات متحده]/[ˈemɜːd]/
[بریتانیا]/[ɪˈmɜːrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از جایی بیرون آمدن یا دیده شدن در حال بیرون آمدن؛ آشکار یا واضح شدن؛ به سمت یک موقعیت یا سطح بالاتر رفتن؛ توسعه یافتن و مهم شدن؛ از یک حالت ناآگاهی یا بی‌فعالی بیرون آمدن.

عبارات و ترکیب‌ها

emerged victorious

به پیروزی رسید

emerged slowly

به آرامی ظاهر شد

emerged from

از ... بیرون آمد

emerged clearly

به وضوح ظاهر شد

emerged recently

به تازگی ظاهر شد

emerged as

به عنوان ... ظاهر شد

emerged stronger

قوی‌تر ظاهر شد

emerged gradually

به تدریج ظاهر شد

جملات نمونه

a new leader emerged from the political turmoil.

یک رهبر جدید از هرج و مرج سیاسی ظهور کرد.

several key themes emerged during the conference.

چند موضوع کلیدی در طول کنفرانس ظاهر شدند.

the company emerged stronger after the recession.

شرکت پس از رکود قوی‌تر ظاهر شد.

a talented artist emerged onto the global stage.

یک هنرمند با استعداد به صحنه جهانی راه یافت.

the truth emerged after a lengthy investigation.

حقیقت پس از یک تحقیق طولانی آشکار شد.

a clear pattern emerged from the data analysis.

یک الگوی واضح از تجزیه و تحلیل داده ها ظاهر شد.

he emerged as the frontrunner in the election.

او به عنوان پیشرو در انتخابات ظاهر شد.

a new technology emerged to solve the problem.

یک فناوری جدید برای حل مشکل ظاهر شد.

the city emerged as a major cultural hub.

شهر به عنوان یک مرکز فرهنگی مهم ظاهر شد.

a solution emerged after hours of brainstorming.

یک راه حل پس از ساعت ها بارش فکری ظاهر شد.

the winner emerged after a thrilling final.

برنده پس از یک فینال هیجان انگیز ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید