emerged victorious
به پیروزی رسید
emerged slowly
به آرامی ظاهر شد
emerged from
از ... بیرون آمد
emerged clearly
به وضوح ظاهر شد
emerged recently
به تازگی ظاهر شد
emerged as
به عنوان ... ظاهر شد
emerged stronger
قویتر ظاهر شد
emerged gradually
به تدریج ظاهر شد
a new leader emerged from the political turmoil.
یک رهبر جدید از هرج و مرج سیاسی ظهور کرد.
several key themes emerged during the conference.
چند موضوع کلیدی در طول کنفرانس ظاهر شدند.
the company emerged stronger after the recession.
شرکت پس از رکود قویتر ظاهر شد.
a talented artist emerged onto the global stage.
یک هنرمند با استعداد به صحنه جهانی راه یافت.
the truth emerged after a lengthy investigation.
حقیقت پس از یک تحقیق طولانی آشکار شد.
a clear pattern emerged from the data analysis.
یک الگوی واضح از تجزیه و تحلیل داده ها ظاهر شد.
he emerged as the frontrunner in the election.
او به عنوان پیشرو در انتخابات ظاهر شد.
a new technology emerged to solve the problem.
یک فناوری جدید برای حل مشکل ظاهر شد.
the city emerged as a major cultural hub.
شهر به عنوان یک مرکز فرهنگی مهم ظاهر شد.
a solution emerged after hours of brainstorming.
یک راه حل پس از ساعت ها بارش فکری ظاهر شد.
the winner emerged after a thrilling final.
برنده پس از یک فینال هیجان انگیز ظاهر شد.
emerged victorious
به پیروزی رسید
emerged slowly
به آرامی ظاهر شد
emerged from
از ... بیرون آمد
emerged clearly
به وضوح ظاهر شد
emerged recently
به تازگی ظاهر شد
emerged as
به عنوان ... ظاهر شد
emerged stronger
قویتر ظاهر شد
emerged gradually
به تدریج ظاهر شد
a new leader emerged from the political turmoil.
یک رهبر جدید از هرج و مرج سیاسی ظهور کرد.
several key themes emerged during the conference.
چند موضوع کلیدی در طول کنفرانس ظاهر شدند.
the company emerged stronger after the recession.
شرکت پس از رکود قویتر ظاهر شد.
a talented artist emerged onto the global stage.
یک هنرمند با استعداد به صحنه جهانی راه یافت.
the truth emerged after a lengthy investigation.
حقیقت پس از یک تحقیق طولانی آشکار شد.
a clear pattern emerged from the data analysis.
یک الگوی واضح از تجزیه و تحلیل داده ها ظاهر شد.
he emerged as the frontrunner in the election.
او به عنوان پیشرو در انتخابات ظاهر شد.
a new technology emerged to solve the problem.
یک فناوری جدید برای حل مشکل ظاهر شد.
the city emerged as a major cultural hub.
شهر به عنوان یک مرکز فرهنگی مهم ظاهر شد.
a solution emerged after hours of brainstorming.
یک راه حل پس از ساعت ها بارش فکری ظاهر شد.
the winner emerged after a thrilling final.
برنده پس از یک فینال هیجان انگیز ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید