enchantingly

[ایالات متحده]/ɪnˈtʃɑːntɪŋli/
[بریتانیا]/ɪnˈtʃæntɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که جلب و خوشنود می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

enchantingly beautiful

به طرز مسحورکننده‌ای زیبا

enchantingly sweet

به طرز مسحورکننده‌ای شیرین

enchantingly charming

به طرز مسحورکننده‌ای جذاب

enchantingly magical

به طرز مسحورکننده‌ای جادویی

enchantingly lovely

به طرز مسحورکننده‌ای دوست‌داشتنی

enchantingly whimsical

به طرز مسحورکننده‌ای خیال‌انگیز

enchantingly serene

به طرز مسحورکننده‌ای آرام

enchantingly graceful

به طرز مسحورکننده‌ای باوقار

enchantingly bright

به طرز مسحورکننده‌ای روشن

enchantingly vibrant

به طرز مسحورکننده‌ای پر جنب‌وجوش

جملات نمونه

she danced enchantingly under the moonlight.

او با جادوی زیر نور ماه می‌رقصید.

the garden was enchantingly beautiful in spring.

باغ در بهار به طرز مسحورکننده‌ای زیبا بود.

he spoke enchantingly about his travels.

او با جادویی درباره سفر‌هایش صحبت کرد.

the music played enchantingly in the background.

موسیقی به طرز مسحورکننده‌ای در پس‌زمینه پخش می‌شد.

her smile was enchantingly warm and inviting.

لبخند او به طرز مسحورکننده‌ای گرم و دعوت‌کننده بود.

the story unfolded enchantingly, capturing everyone's attention.

داستان به طرز مسحورکننده‌ای پیش رفت و توجه همه را به خود جلب کرد.

they designed the room enchantingly with soft colors.

آنها اتاق را با رنگ‌های ملایم به طرز مسحورکننده‌ای طراحی کردند.

the sunset looked enchantingly vibrant over the ocean.

غروب خورشید بر فراز اقیانوس به طرز مسحورکننده‌ای پر جنب و جوش به نظر می‌رسید.

her voice was enchantingly soothing, like a lullaby.

صدای او به طرز مسحورکننده‌ای آرامش‌بخش بود، مانند یک لالایی.

the festival was enchantingly lively and colorful.

جشنواره به طرز مسحورکننده‌ای پر جنب و جوش و رنگارنگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید