beautifully

[ایالات متحده]/'bju:təfli/
[بریتانیا]/ˈbjutəfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز زیبایی؛ به شکلی عالی یا کامل

جملات نمونه

She was beautifully dressed.

او به زیبایی لباس پوشیده بود.

the brochure is beautifully laid out.

بروشور به زیبایی طراحی شده است.

China's pottery is beautifully finished.

ظروف چینی به زیبایی پرداخت شده اند.

a beautifully drawn picture

یک نقاشی به زیبایی کشیده شده

Theodora had been beautifully bred.

تئودورا به زیبایی تربیت شده بود.

a beautifully draped skirt

یک دامن به زیبایی انداخته شده

How beautifully you sing!

چه زیبا می خوانی!

a beautifully landscaped park

یک پارک به زیبایی طراحی شده

her beautifully smooth complexion

پوست صاف و زیبا

I read a beautifully written novel.

من یک رمان به زیبایی نوشته شده خواندم.

her beautifully shaped mouth

دهان خوش فرم او

a color that goes beautifully with your complexion.

رنگی که به خوبی با رنگ پوست شما می شود.

the stage designs have been beautifully realized.

طراحی صحنه به زیبایی تحقق یافته است.

beautifully regular, heart-shaped leaves.

برگ های به طور منظم و به شکل قلب

The young lady was beautifully dressed and hatted.

خانم جوان به زیبایی لباس پوشیده و کلاه گذاشته بود.

a beautifully neighbo(u)red city

یک شهر با همسایگان زیبا

They gave us a compliment on our beautifully set table.

آنها به ما برای میز به خوبی چیده شده ما تعارف کردند.

The bedroom has been beautifully done out.

اتاق خواب به زیبایی تزئین شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید