encirclement

[ایالات متحده]/in'sə:klmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احاطه، محاصره
Word Forms

جملات نمونه

Especially regarding the encirclement wooden woodware's and so on around the keel which, big circuit board easy to be affected with damp electric wires, should pay attention to this point.

به ویژه در مورد محاصره چوبی، ظروف چوبی و غیره در اطراف زیر کشتی که، مدارهای بزرگ، به راحتی تحت تأثیر رطوبت سیم های الکتریکی قرار می گیرند، باید به این نکته توجه کرد.

The soldiers formed an encirclement around the enemy camp.

سربازان یک محاصره در اطراف اردوگاه دشمن تشکیل دادند.

The police set up an encirclement to catch the criminal.

پلیس برای دستگیری مجرم یک محاصره ایجاد کرد.

The protesters were surrounded by a tight encirclement of security forces.

معترضان توسط یک محاصره محکم نیروهای امنیتی احاطه شده بودند.

The encirclement strategy was successful in isolating the enemy forces.

استراتژی محاصره در جدا کردن نیروهای دشمن موفقیت آمیز بود.

The detective felt the encirclement of clues closing in on the suspect.

مامور پلیس احساس کرد که محاصره سرنخ ها در حال نزدیک شدن به مظنون است.

The team used an encirclement tactic to outmaneuver their opponents.

تیم از یک تاکتیک محاصره برای غلبه بر حریفان خود استفاده کرد.

The encirclement of buildings created a sense of community among the residents.

محاصره ساختمان ها حسی از اجتماع را در بین ساکنان ایجاد کرد.

The encirclement of trees provided a natural barrier against strong winds.

محاصره درختان یک سد طبیعی در برابر بادهای شدید فراهم کرد.

The encirclement of love and support from family and friends helped her through tough times.

محاصره عشق و حمایت از خانواده و دوستان به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید