encircling arms
بازوهای دربرگیرنده
encircling forest
جنگل دربرگیرنده
encircling waves
امواج دربرگیرنده
encircling darkness
تاریکی دربرگیرنده
encircling embrace
آغوش دربرگیرنده
encircling fence
نرده دربرگیرنده
encircling wall
دیوار دربرگیرنده
encircling smoke
دود دربرگیرنده
encircling light
نور دربرگیرنده
encircling crowd
جمعیت دربرگیرنده
the barbed wire was encircling the entire property.
سیم خاردار کل ملک را محاصره کرده بود.
a crowd was encircling the stage after the concert.
بعد از کنسرت، جمعیت دور صحنه حلقه زده بودند.
the police were encircling the area in search of the suspect.
پلیس منطقه را به دنبال مظنون محاصره کرده بود.
a warm feeling of safety was encircling her.
یک حس گرما و امنیت او را در بر گرفته بود.
the forest was encircling the small village.
جنگل روستهی کوچک را در بر گرفته بود.
dark clouds were encircling the mountaintop.
ابرهای تیره کوه را محاصره کرده بودند.
a protective circle of friends was encircling him.
یک حلقه دوستان محافظتی دور او شکل گرفته بود.
the river was encircling the island on all sides.
رودخانه جزیره را از همه طرف محاصره کرده بود.
the arms of the sofa were encircling me in comfort.
بازوهای مبل به راحتی مرا در بر گرفته بودند.
a ring of lights was encircling the statue.
یک حلقه نور دور مجسمه شکل گرفته بود.
the team was encircling the opponent's goal.
تیم در حال محاصره دروازه حریف بود.
encircling arms
بازوهای دربرگیرنده
encircling forest
جنگل دربرگیرنده
encircling waves
امواج دربرگیرنده
encircling darkness
تاریکی دربرگیرنده
encircling embrace
آغوش دربرگیرنده
encircling fence
نرده دربرگیرنده
encircling wall
دیوار دربرگیرنده
encircling smoke
دود دربرگیرنده
encircling light
نور دربرگیرنده
encircling crowd
جمعیت دربرگیرنده
the barbed wire was encircling the entire property.
سیم خاردار کل ملک را محاصره کرده بود.
a crowd was encircling the stage after the concert.
بعد از کنسرت، جمعیت دور صحنه حلقه زده بودند.
the police were encircling the area in search of the suspect.
پلیس منطقه را به دنبال مظنون محاصره کرده بود.
a warm feeling of safety was encircling her.
یک حس گرما و امنیت او را در بر گرفته بود.
the forest was encircling the small village.
جنگل روستهی کوچک را در بر گرفته بود.
dark clouds were encircling the mountaintop.
ابرهای تیره کوه را محاصره کرده بودند.
a protective circle of friends was encircling him.
یک حلقه دوستان محافظتی دور او شکل گرفته بود.
the river was encircling the island on all sides.
رودخانه جزیره را از همه طرف محاصره کرده بود.
the arms of the sofa were encircling me in comfort.
بازوهای مبل به راحتی مرا در بر گرفته بودند.
a ring of lights was encircling the statue.
یک حلقه نور دور مجسمه شکل گرفته بود.
the team was encircling the opponent's goal.
تیم در حال محاصره دروازه حریف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید