financial encumbrances
محدودیتهای مالی
legal encumbrances
محدودیتهای قانونی
property encumbrances
محدودیتهای مربوط به ملک
existing encumbrances
محدودیتهای موجود
remove encumbrances
حذف محدودیتها
encumbrances disclosed
محدودیتهای افشا شده
encumbrances assessed
ارزیابی محدودیتها
encumbrances resolved
حل محدودیتها
encumbrances reported
گزارش محدودیتها
encumbrances identified
شناسایی محدودیتها
she faced many encumbrances in her career.
او با مشکلات و موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.
the property had several legal encumbrances.
این ملک دارای چندین محدودیت قانونی بود.
he tried to remove the encumbrances from his life.
او سعی کرد محدودیتها را از زندگی خود حذف کند.
encumbrances can complicate the sale of a house.
محدودیتها میتوانند فروش خانه را پیچیده کنند.
they worked hard to overcome financial encumbrances.
آنها سخت تلاش کردند تا بر محدودیتهای مالی غلبه کنند.
she felt that emotional encumbrances held her back.
او احساس میکرد که محدودیتهای عاطفی مانع پیشرفت او میشوند.
legal encumbrances can delay property transactions.
محدودیتهای قانونی میتوانند معاملات املاک را به تأخیر بیندازند.
he struggled with the encumbrances of his past.
او با محدودیتهای گذشته خود دست و پنجه نرم میکرد.
understanding encumbrances is crucial in real estate.
درک محدودیتها در املاک و مستغلات بسیار مهم است.
they sought to eliminate all encumbrances before moving.
آنها به دنبال حذف تمام محدودیتها قبل از نقل مکان بودند.
financial encumbrances
محدودیتهای مالی
legal encumbrances
محدودیتهای قانونی
property encumbrances
محدودیتهای مربوط به ملک
existing encumbrances
محدودیتهای موجود
remove encumbrances
حذف محدودیتها
encumbrances disclosed
محدودیتهای افشا شده
encumbrances assessed
ارزیابی محدودیتها
encumbrances resolved
حل محدودیتها
encumbrances reported
گزارش محدودیتها
encumbrances identified
شناسایی محدودیتها
she faced many encumbrances in her career.
او با مشکلات و موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.
the property had several legal encumbrances.
این ملک دارای چندین محدودیت قانونی بود.
he tried to remove the encumbrances from his life.
او سعی کرد محدودیتها را از زندگی خود حذف کند.
encumbrances can complicate the sale of a house.
محدودیتها میتوانند فروش خانه را پیچیده کنند.
they worked hard to overcome financial encumbrances.
آنها سخت تلاش کردند تا بر محدودیتهای مالی غلبه کنند.
she felt that emotional encumbrances held her back.
او احساس میکرد که محدودیتهای عاطفی مانع پیشرفت او میشوند.
legal encumbrances can delay property transactions.
محدودیتهای قانونی میتوانند معاملات املاک را به تأخیر بیندازند.
he struggled with the encumbrances of his past.
او با محدودیتهای گذشته خود دست و پنجه نرم میکرد.
understanding encumbrances is crucial in real estate.
درک محدودیتها در املاک و مستغلات بسیار مهم است.
they sought to eliminate all encumbrances before moving.
آنها به دنبال حذف تمام محدودیتها قبل از نقل مکان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید