encumbrances

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌmbrənsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈkʌmbrənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بارها یا موانع

عبارات و ترکیب‌ها

financial encumbrances

محدودیت‌های مالی

legal encumbrances

محدودیت‌های قانونی

property encumbrances

محدودیت‌های مربوط به ملک

existing encumbrances

محدودیت‌های موجود

remove encumbrances

حذف محدودیت‌ها

encumbrances disclosed

محدودیت‌های افشا شده

encumbrances assessed

ارزیابی محدودیت‌ها

encumbrances resolved

حل محدودیت‌ها

encumbrances reported

گزارش محدودیت‌ها

encumbrances identified

شناسایی محدودیت‌ها

جملات نمونه

she faced many encumbrances in her career.

او با مشکلات و موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.

the property had several legal encumbrances.

این ملک دارای چندین محدودیت قانونی بود.

he tried to remove the encumbrances from his life.

او سعی کرد محدودیت‌ها را از زندگی خود حذف کند.

encumbrances can complicate the sale of a house.

محدودیت‌ها می‌توانند فروش خانه را پیچیده کنند.

they worked hard to overcome financial encumbrances.

آنها سخت تلاش کردند تا بر محدودیت‌های مالی غلبه کنند.

she felt that emotional encumbrances held her back.

او احساس می‌کرد که محدودیت‌های عاطفی مانع پیشرفت او می‌شوند.

legal encumbrances can delay property transactions.

محدودیت‌های قانونی می‌توانند معاملات املاک را به تأخیر بیندازند.

he struggled with the encumbrances of his past.

او با محدودیت‌های گذشته خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

understanding encumbrances is crucial in real estate.

درک محدودیت‌ها در املاک و مستغلات بسیار مهم است.

they sought to eliminate all encumbrances before moving.

آنها به دنبال حذف تمام محدودیت‌ها قبل از نقل مکان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید