hindrances

[ایالات متحده]/ˈhɪndrənsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɪndrənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موانع یا موانع؛ حالت مانع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

overcome hindrances

غلبه بر موانع

face hindrances

مقابله با موانع

identify hindrances

تشخیص موانع

remove hindrances

حذف موانع

address hindrances

رسیدگی به موانع

recognize hindrances

بازشناسی موانع

minimize hindrances

به حداقل رساندن موانع

evaluate hindrances

ارزیابی موانع

mitigate hindrances

کاهش موانع

anticipate hindrances

پیش‌بینی موانع

جملات نمونه

there are many hindrances to achieving our goals.

رسیدن به اهداف ما با موانع زیادی همراه است.

we must find ways to overcome these hindrances.

ما باید راهی برای غلبه بر این موانع پیدا کنیم.

financial hindrances can limit our options.

موانع مالی می‌تواند گزینه‌های ما را محدود کند.

hindrances in communication can lead to misunderstandings.

موانع ارتباطی می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she faced many hindrances during her career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود با موانع زیادی روبرو شد.

identifying the hindrances is the first step to solving the problem.

شناسایی موانع اولین قدم برای حل مشکل است.

his lack of experience was one of the main hindrances.

کمبود تجربه او یکی از موانع اصلی بود.

we need to address the hindrances to teamwork.

ما باید به موانع همکاری رسیدگی کنیم.

hindrances in the process can delay the project.

موانع در روند می‌توانند پروژه را به تأخیر بیندازند.

she learned to navigate the hindrances in her path.

او یاد گرفت که چگونه از موانع در مسیر خود عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید