endeavour

[ایالات متحده]/in'devə/
[بریتانیا]/ɛnˈdɛvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش کردن; کوشش کردن; بهترین تلاش خود را کردن
Word Forms
جمعendeavours
قسمت سوم فعلendeavoured
زمان گذشتهendeavoured
شکل سوم شخص مفردendeavours
صفت یا فعل حال استمراریendeavouring

جملات نمونه

Governments should endeavour to mitigate distress.

دولت‌ها باید تلاش کنند تا ناراحتی‌ها را کاهش دهند.

he is endeavouring to help the Third World.

او در تلاش است تا به جهان سوم کمک کند.

a gesticulating figure endeavouring to charm a cobra.

یک شخص با حرکات دست که در تلاش است تا یک مار کبری را مسحور کند.

he endeavoured to moralize an immoral society.

او تلاش کرد تا یک جامعه غیر اخلاقی را اخلاقی کند.

We must always endeavour to improve our work.

ما همیشه باید تلاش کنیم تا کار خود را بهبود بخشیم.

and, I thought, I rose and endeavoured to unhasp the casement.

و، من فکر کردم، من بلند شدم و تلاش کردم تا قفسه را باز کنم.

I endeavoured to unhasp the casement,but the hook was soldered into the staple.

من تلاش کردم تا قفل دریچه را باز کنم، اما قلاب به بست متصل شده بود.

She made a 1:5 scale replica of Captain Cook’s ship, ‘The Endeavour’.

او یک مدل مقیاسی 1:5 از کشتی کاپیتان کوک، 'The Endeavour' ساخت.

he crouched low and endeavoured to merge into the darkness of the forest.

او کم‌قد نشست و تلاش کرد تا با تاریکی جنگل یکی شود.

We endeavour to avoid the old, romantic idea of a gusher, which wastes oil and gas.

ما تلاش می‌کنیم از ایده قدیمی و رمانتیک یک چشمه نفتی که باعث هدر رفتن نفت و گاز می‌شود، اجتناب کنیم.

Craniology, phrenology and eugenics, once-respectable fields of endeavour that are now regarded with a shudder, may shriek from time to time, but few sane people pay attention to them.

علم مغز‌شناسی، فیزنولوژی و ژنتیک، زمینه‌هایی که زمانی مورد احترام بودند و اکنون با لرزش به آنها نگاه می‌شود، ممکن است گاهی اوقات فریاد بزنند، اما افراد عاقل به آنها توجهی نمی‌کنند.

نمونه‌های واقعی

They could not do it, despite their best endeavours.

آنها نمی‌توانستند این کار را انجام دهند، با وجود تمام تلاش‌هایشان.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Because of their excessive endeavours to perpetuate life.

به دلیل تلاش‌های بیش از حد آنها برای تداوم زندگی.

منبع: Tao Te Ching

Being a parent can be an almost life-long endeavour.

مادر بودن می‌تواند یک تلاش تقریباً مادام‌العمر باشد.

منبع: World Holidays

Limiting climate change and fighting cyberthreats are hardly mutually exclusive endeavours.

محدود کردن تغییرات آب و هوایی و مبارزه با تهدیدات سایبری، به سختی تلاش‌هایی که با یکدیگر تداخل دارند، نیستند.

منبع: The Economist (Summary)

And after all, we must all endeavour to do our duty.

و در نهایت، همه ما باید تلاش کنیم تا وظیفه‌مان را انجام دهیم.

منبع: Yes, Minister Season 3

The distinction between the two is actually critical for many scientific endeavours.

تمایز بین این دو در واقع برای بسیاری از تلاش‌های علمی بسیار مهم است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

When you start any endeavour in your life, here is what we think should happen.

وقتی هر تلاشی را در زندگی خود شروع می‌کنید، این چیزی است که ما فکر می‌کنیم باید اتفاق بیفتد.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Sue has made every endeavour to help us. I hardly know how we can thank her enough.

سوز تمام تلاش خود را برای کمک به ما کرده است. نمی‌دانم چقدر می‌توانیم از او قدردانی کنیم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Now let me endeavour to show you the different steps in my reasoning.

حالا اجازه دهید تلاش کنم تا مراحل مختلف استدلال من را به شما نشان دهم.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

The obvious place for this new endeavour to start was with the ears of cereal crops.

محل آشکار برای شروع این تلاش جدید، گوش‌های محصولات غلات بود.

منبع: The Economist - Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید