abandon

[ایالات متحده]/əˈbændən/
[بریتانیا]/əˈbændən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترک کردن، رها کردن یا تسلیم شدن (اغلب بدون توجه به مسئولیت‌ها یا تعهدات)
n. عمل اجازه دادن به خود برای لذت بردن از چیزی بدون محدودیت
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریabandoning
زمان گذشتهabandoned
قسمت سوم فعلabandoned
شکل سوم شخص مفردabandons
جمعabandons

عبارات و ترکیب‌ها

abandon ship

ترک کشتی

abandon hope

ترک امید

abandon all plans

ترک همه برنامه‌ها

with abandon

با بی‌باکی

جملات نمونه

abandon a friend in trouble.

ترک کردن یک دوست در سختی.

Do not abandon yourself to despair.

خودت را به ناامیدی رها نکن.

Abandon ship. Into the longboat.

ترک کشتی کن. به قایق نجات برو.

abandoning herself to moony fantasies.

خود را در آغوش وهم‌پردازی‌های پوچ و خیال‌انگیزاند.

a home for orphan and abandoned boys.

خانه‌ای برای بچه‌های یتیم و رها شده.

an abandoned jeep stood in the street.

یک جیپ رها شده در خیابان ایستاده بود.

a wild, abandoned dance.

یک رقص وحشیانه و رها.

hulks of abandoned machinery.

بدنه‌های ماشین‌آلات رها شده.

it was abandoned long ago.

خیلی وقت پیش رها شده بود.

The project was abandoned for want of funds.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه رها شد.

They abandon themselves to drinking.

آنها خود را به نوشیدن رها می‌کنند.

abandoned the boat in the shallows.

قایق را در آب‌های کم‌عمق رها کردند.

They abandoned the game because of rain.

آنها بازی را به دلیل باران رها کردند.

He abandoned himself to despair.

او خود را به ناامیدی رها کرد.

an abandoned young woman

یک زن جوان رها شده.

They abandoned the project midstream.

آنها پروژه را در وسط کار رها کردند.

We will never abandon our principles.

ما هرگز اصول خود را رها نخواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید