endorsement

[ایالات متحده]/ɪn'dɔːsm(ə)nt/
[بریتانیا]/ɪn'dɔrsmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امضا یا مهر روی یک سند، پذیرش حمایت یا تأیید عمومی؛ تأیید یا حمایت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

give an endorsement

ارائه تاییدیه

endorsement deal

معامله تاییدیه

جملات نمونه

endorsement for the plan

تایید طرح

endorsement of the product by the Consumer Council

تایید محصول توسط شورای مصرف‌کننده

The athlete was highly paid to do endorsements of products.

ورزشکار به دلیل تبلیغ محصولات پول زیادی دریافت کرد.

her endorsement as leader of the delegation

تایید او به عنوان رهبر هیئت‌نماینده

These measures have the strong endorsement of the Labour party.

این اقدامات مورد تایید قوی حزب کارگر قرار دارد.

They are now seeking endorsement for their ideas.

اکنون آنها به دنبال تایید ایده های خود هستند.

We are happy to give the product our full endorsement.

ما خوشحالیم که محصول را به طور کامل تایید کنیم.

His presidential campaign won endorsement from several celebrities.

کمپین ریاست جمهوری او مورد تایید چندین چهره مشهور قرار گرفت.

The new design only received a lukewarm endorsement from head office.

طرح جدید تنها مورد تایید ضعیفی از دفتر مرکزی قرار گرفت.

The CLP Group does not indicate expressly or impliedly any endorsement, approval, recommendation or preference of or for those third party websites or the products and services provided on them.

گروه CLP به طور صریح یا ضمنی هیچ تایید، تاییدیه، توصیه یا ترجیحی نسبت به یا برای آن وب سایت های شخص ثالث یا محصولات و خدمات ارائه شده در آنها نشان نمی دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید