enforcement actions
اقدامات اجرایی
enforcement efforts
تلاشهای اجرایی
enforcement agency
نهاد اجرایی
enforcement officer
مسئول اجرایی
enforcement powers
اختیارات اجرایی
enforcement measures
اقدامات اجرایی
enforcement compliance
رعایت مقررات اجرایی
enforcement process
فرآیند اجرایی
enforcement role
نقش اجرایی
enforcement standards
استانداردهای اجرایی
the city announced new enforcements regarding parking regulations.
شهرداری مقررات جدیدی در مورد قوانین پارکسازی اعلام کرد.
strict enforcements of the safety protocols are necessary on the construction site.
اجرای دقیق پروتکلهای ایمنی در محل ساخت و ساز ضروری است.
increased police enforcements led to a decrease in crime rates.
افزایش اجرای قوانین توسط پلیس منجر به کاهش نرخ جرم و جنایت شد.
the company faced significant fines due to lack of environmental enforcements.
شرکت به دلیل عدم اجرای قوانین زیستمحیطی با جریمههای قابل توجهی روبرو شد.
regular enforcements of the rules ensure fair play in the competition.
اجرای منظم قوانین، اطمینان از بازی منصفانه در مسابقه را تضمین میکند.
the new law includes strict enforcements against illegal fishing.
قانون جدید شامل اجرای سختگیرانه علیه ماهیگیری غیرقانونی است.
we need stronger enforcements to combat cybercrime effectively.
ما به اجرای قویتر برای مقابله مؤثر با جرایم سایبری نیاز داریم.
the government implemented new enforcements to protect consumer rights.
دولت اجرای جدیدی را برای حمایت از حقوق مصرفکنندگان اجرا کرد.
frequent inspections are key enforcements of quality control standards.
بازرسیهای مکرر اجرای کلیدی استانداردهای کنترل کیفیت هستند.
the team's success depended on consistent enforcements of the game plan.
موفقیت تیم به اجرای مداوم طرح بازی بستگی داشت.
there will be daily enforcements of the mask mandate in public spaces.
اجرای روزانه ماسک در فضاهای عمومی وجود خواهد داشت.
enforcement actions
اقدامات اجرایی
enforcement efforts
تلاشهای اجرایی
enforcement agency
نهاد اجرایی
enforcement officer
مسئول اجرایی
enforcement powers
اختیارات اجرایی
enforcement measures
اقدامات اجرایی
enforcement compliance
رعایت مقررات اجرایی
enforcement process
فرآیند اجرایی
enforcement role
نقش اجرایی
enforcement standards
استانداردهای اجرایی
the city announced new enforcements regarding parking regulations.
شهرداری مقررات جدیدی در مورد قوانین پارکسازی اعلام کرد.
strict enforcements of the safety protocols are necessary on the construction site.
اجرای دقیق پروتکلهای ایمنی در محل ساخت و ساز ضروری است.
increased police enforcements led to a decrease in crime rates.
افزایش اجرای قوانین توسط پلیس منجر به کاهش نرخ جرم و جنایت شد.
the company faced significant fines due to lack of environmental enforcements.
شرکت به دلیل عدم اجرای قوانین زیستمحیطی با جریمههای قابل توجهی روبرو شد.
regular enforcements of the rules ensure fair play in the competition.
اجرای منظم قوانین، اطمینان از بازی منصفانه در مسابقه را تضمین میکند.
the new law includes strict enforcements against illegal fishing.
قانون جدید شامل اجرای سختگیرانه علیه ماهیگیری غیرقانونی است.
we need stronger enforcements to combat cybercrime effectively.
ما به اجرای قویتر برای مقابله مؤثر با جرایم سایبری نیاز داریم.
the government implemented new enforcements to protect consumer rights.
دولت اجرای جدیدی را برای حمایت از حقوق مصرفکنندگان اجرا کرد.
frequent inspections are key enforcements of quality control standards.
بازرسیهای مکرر اجرای کلیدی استانداردهای کنترل کیفیت هستند.
the team's success depended on consistent enforcements of the game plan.
موفقیت تیم به اجرای مداوم طرح بازی بستگی داشت.
there will be daily enforcements of the mask mandate in public spaces.
اجرای روزانه ماسک در فضاهای عمومی وجود خواهد داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید