engenders

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛndəz/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن یا تولید کردن یک وضعیت یا شرایط خاص

عبارات و ترکیب‌ها

engenders conflict

ایجاد کننده تضاد

engenders trust

ایجاد کننده اعتماد

engenders change

ایجاد کننده تغییر

engenders innovation

ایجاد کننده نوآوری

engenders growth

ایجاد کننده رشد

engenders fear

ایجاد کننده ترس

engenders loyalty

ایجاد کننده وفاداری

engenders opportunity

ایجاد کننده فرصت

engenders discussion

ایجاد کننده بحث و گفتگو

engenders understanding

ایجاد کننده درک

جملات نمونه

conflict often engenders a sense of distrust.

درگیری اغلب باعث ایجاد حس بی‌اعتمادی می‌شود.

creativity engenders new ideas and innovations.

خلاقیت باعث ایجاد ایده‌های جدید و نوآوری می‌شود.

education engenders critical thinking skills.

تحصیل باعث ایجاد مهارت‌های تفکر انتقادی می‌شود.

love engenders feelings of happiness and security.

عشق باعث ایجاد احساس شادی و امنیت می‌شود.

fear engenders a fight-or-flight response.

ترس باعث ایجاد واکنش جنگ یا گریز می‌شود.

good leadership engenders loyalty among team members.

رهبری خوب باعث ایجاد وفاداری در بین اعضای تیم می‌شود.

pollution engenders serious health problems.

آلودگی باعث ایجاد مشکلات جدی سلامتی می‌شود.

positive feedback engenders motivation in employees.

بازخورد مثبت باعث ایجاد انگیزه در کارمندان می‌شود.

innovation engenders competition in the market.

نوآوری باعث ایجاد رقابت در بازار می‌شود.

community engagement engenders a sense of belonging.

مشارکت جامعه باعث ایجاد حس تعلق خاطر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید