hinders

[ایالات متحده]/ˈhɪndəz/
[بریتانیا]/ˈhɪndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مانع شدن یا ممانعت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hinders progress

مانع پیشرفت

hinders development

مانع توسعه

hinders growth

مانع رشد

hinders communication

مانع ارتباطات

hinders success

مانع موفقیت

hinders learning

مانع یادگیری

hinders performance

مانع عملکرد

hinders efficiency

مانع کارایی

hinders innovation

مانع نوآوری

hinders teamwork

مانع کار گروهی

جملات نمونه

his lack of experience hinders his progress.

کمبود تجربه او پیشرفت او را مختل می‌کند.

poor communication hinders team collaboration.

ارتباط ضعیف همکاری تیمی را مختل می‌کند.

the heavy traffic hinders our travel plans.

ترافیک سنگین برنامه‌های سفر ما را مختل می‌کند.

fear of failure often hinders personal growth.

ترس از شکست اغلب رشد شخصی را مختل می‌کند.

lack of resources hinders the project's success.

کمبود منابع موفقیت پروژه را مختل می‌کند.

his attitude hinders effective communication.

نگاه او ارتباط موثر را مختل می‌کند.

inflexibility in policies hinders innovation.

عدم انعطاف‌پذیری در سیاست‌ها نوآوری را مختل می‌کند.

distractions in the workplace hinder productivity.

حواس‌پرتی در محل کار بهره‌وری را مختل می‌کند.

unclear goals hinder the team's performance.

اهداف نامشخص عملکرد تیم را مختل می‌کند.

financial issues can hinder educational opportunities.

مشکلات مالی می‌توانند فرصت‌های آموزشی را مختل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید