engorgements

[ایالات متحده]/ɪnˈɡɔːdʒmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈɡɔrdʒmənts/

ترجمه

n. انباشتگی بیش از حد خون یا مایعات دیگر در بخشی از بدن؛ خوردن یا نوشیدن بیش از حد؛ ورم ناشی از مایعات اضافی

عبارات و ترکیب‌ها

blood engorgements

خون‌گزیدگی‌ها

tissue engorgements

خون‌گزیدگی‌های بافتی

engorgements symptoms

علائم خون‌گزیدگی

engorgements treatment

درمان خون‌گزیدگی

engorgements causes

علت‌های خون‌گزیدگی

engorgements relief

تسکین خون‌گزیدگی

engorgements management

مدیریت خون‌گزیدگی

engorgements prevention

جلوگیری از خون‌گزیدگی

engorgements diagnosis

تشخیص خون‌گزیدگی

engorgements effects

اثرات خون‌گزیدگی

جملات نمونه

engorgements in the tissue can lead to swelling.

ورم بافت‌ها می‌تواند منجر به تورم شود.

the engorgements were a sign of inflammation.

ورم‌ها نشانه‌ای از التهاب بودند.

she experienced engorgements during her pregnancy.

او در دوران بارداری خود دچار ورم شد.

engorgements can be painful if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، ورم‌ها می‌توانند دردناک باشند.

the doctor explained the causes of engorgements.

پزشک علل ورم را توضیح داد.

engorgements often occur after prolonged sitting.

ورم‌ها اغلب پس از نشستن طولانی مدت رخ می‌دهند.

she sought treatment for her breast engorgements.

او برای درمان ورم پستان خود اقدام کرد.

engorgements can affect blood flow in the area.

ورم‌ها می‌توانند جریان خون در ناحیه را تحت تأثیر قرار دهند.

he noticed engorgements in his legs after the flight.

او پس از پرواز، ورم در پاهایش را متوجه شد.

engorgements may require medical intervention.

ممکن است ورم‌ها نیاز به مداخله پزشکی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید