swellings

[ایالات متحده]/ˈswelɪŋz/
[بریتانیا]/ˈswɛlɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ورم؛ نواحی ورم روی بدن؛ عمل ورم کردن؛ گسترش یا افزایش اندازه

عبارات و ترکیب‌ها

painful swellings

تورم‌های دردناک

swollen lymph swellings

تورم غدد لنفاوی

skin swellings

تورم‌های پوستی

joint swellings

تورم‌های مفصلی

fluid swellings

تورم‌های مایع‌دار

localized swellings

تورم‌های موضعی

tender swellings

تورم‌های حساس

benign swellings

تورم‌های خوش‌خلق

cystic swellings

تورم‌های کیستیک

inflamed swellings

تورم‌های ملتهب

جملات نمونه

she noticed some swellings on her arm after the insect bite.

او متوجه برخی از تورم ها در بازوی خود پس از گزش حشره شد.

the doctor examined the swellings and suggested a treatment plan.

پزشک تورم ها را معاینه کرد و یک برنامه درمانی پیشنهاد داد.

swelling in the joints can be a sign of arthritis.

تورم در مفاصل می تواند نشانه ای از آرتریت باشد.

he experienced painful swellings due to an allergic reaction.

او به دلیل واکنش آلرژیک دچار تورم دردناکی شد.

the swellings were caused by fluid retention in the body.

تورم ها ناشی از احتباس مایعات در بدن بودند.

after the surgery, she had some swellings that gradually went down.

پس از جراحی، او دچار تورم هایی شد که به تدریج فروکش کردند.

it is important to monitor any unusual swellings for further diagnosis.

نظارت بر هرگونه تورم غیرمعمول برای تشخیص بیشتر مهم است.

he applied ice to reduce the swellings on his ankle.

او یخ را برای کاهش تورم در مچ پا استفاده کرد.

swelling of the lymph nodes can indicate an infection.

تورم غدد لنفاوی می تواند نشان دهنده عفونت باشد.

she was advised to see a specialist regarding the persistent swellings.

به او توصیه شد در مورد تورم های مداوم با یک متخصص مشورت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید