enjoined to act
ملزم به اقدام
enjoined to comply
ملزم به رعایت
enjoined by court
به دستور دادگاه
enjoined from speaking
از صحبت کردن منع شده
enjoined to cease
ملزم به توقف
enjoined to participate
ملزم به شرکت
enjoined to report
ملزم به گزارش
enjoined to follow
ملزم به پیروی
enjoined by law
به موجب قانون
enjoined to refrain
ملزم به خودداری
the court enjoined the company from using the trademark.
دادگاه از شرکت خواست تا از استفاده از علامت تجاری خودداری کند.
she was enjoined to complete her community service.
از او خواسته شد تا خدمات اجتماعی خود را تکمیل کند.
the teacher enjoined the students to study hard for the exam.
معلم از دانش آموزان خواست تا برای امتحان سخت مطالعه کنند.
the doctor enjoined him to follow a strict diet.
پزشک از او خواست تا یک رژیم غذایی سختگیرانه را دنبال کند.
the law enjoined citizens to report any suspicious activity.
قانون از شهروندان خواست تا هرگونه فعالیت مشکوکی را گزارش کنند.
she enjoined her friends to keep the secret.
از دوستانش خواست تا این راز را حفظ کنند.
the judge enjoined the parties to negotiate a settlement.
قاضی از طرفین خواست تا برای رسیدن به توافق مذاکره کنند.
he was enjoined by his parents to finish his homework.
والدینش از او خواستند تا تکالیفش را تمام کند.
the organization enjoined its members to volunteer regularly.
سازمان از اعضای خود خواست تا به طور منظم داوطلب شوند.
the regulations enjoined the use of safety equipment on site.
قوانین استفاده از تجهیزات ایمنی در محل را الزامی می کرد.
enjoined to act
ملزم به اقدام
enjoined to comply
ملزم به رعایت
enjoined by court
به دستور دادگاه
enjoined from speaking
از صحبت کردن منع شده
enjoined to cease
ملزم به توقف
enjoined to participate
ملزم به شرکت
enjoined to report
ملزم به گزارش
enjoined to follow
ملزم به پیروی
enjoined by law
به موجب قانون
enjoined to refrain
ملزم به خودداری
the court enjoined the company from using the trademark.
دادگاه از شرکت خواست تا از استفاده از علامت تجاری خودداری کند.
she was enjoined to complete her community service.
از او خواسته شد تا خدمات اجتماعی خود را تکمیل کند.
the teacher enjoined the students to study hard for the exam.
معلم از دانش آموزان خواست تا برای امتحان سخت مطالعه کنند.
the doctor enjoined him to follow a strict diet.
پزشک از او خواست تا یک رژیم غذایی سختگیرانه را دنبال کند.
the law enjoined citizens to report any suspicious activity.
قانون از شهروندان خواست تا هرگونه فعالیت مشکوکی را گزارش کنند.
she enjoined her friends to keep the secret.
از دوستانش خواست تا این راز را حفظ کنند.
the judge enjoined the parties to negotiate a settlement.
قاضی از طرفین خواست تا برای رسیدن به توافق مذاکره کنند.
he was enjoined by his parents to finish his homework.
والدینش از او خواستند تا تکالیفش را تمام کند.
the organization enjoined its members to volunteer regularly.
سازمان از اعضای خود خواست تا به طور منظم داوطلب شوند.
the regulations enjoined the use of safety equipment on site.
قوانین استفاده از تجهیزات ایمنی در محل را الزامی می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید