enlistments

[ایالات متحده]/ɪnˈlɪst.mənts/
[بریتانیا]/ɪnˈlɪst.mənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به پیوستن به نیروهای مسلح؛ به دست آوردن یا کسب چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

new enlistments

ثبت‌نام‌های جدید

military enlistments

ثبت‌نام‌های نظامی

voluntary enlistments

ثبت‌نام‌های داوطلبانه

enlistments data

اطلاعات ثبت‌نام

recent enlistments

ثبت‌نام‌های اخیر

enlistments process

فرآیند ثبت‌نام

enlistments records

سوابق ثبت‌نام

enlistments criteria

معیارهای ثبت‌نام

enlistments trends

روندهای ثبت‌نام

future enlistments

ثبت‌نام‌های آینده

جملات نمونه

the military saw a rise in enlistments this year.

ارتش امسال شاهد افزایش در استخدامها بود.

many young people consider enlistments as a career option.

بسیاری از جوانان استخدام را به عنوان یک گزینه شغلی در نظر می گیرند.

enlistments in the army have increased due to recent conflicts.

استخدام در ارتش به دلیل درگیری های اخیر افزایش یافته است.

she made the decision for enlistments after graduation.

او پس از فارغ التحصیلی تصمیم به استخدام گرفت.

enlistments can provide valuable training and experience.

استخدام می تواند آموزش و تجربه ارزشمندی را ارائه دهد.

there are various benefits associated with enlistments.

مزایای مختلفی با استخدام مرتبط است.

he encouraged his friends to consider enlistments.

او از دوستانش خواست که استخدام را در نظر بگیرند.

changes in policy affected the number of enlistments.

تغییرات در سیاست بر تعداد استخدامها تأثیر گذاشت.

enlistments in the reserves are also on the rise.

استخدام در ذخیره نیز در حال افزایش است.

they held an event to promote enlistments among youth.

آنها یک رویداد برای ترویج استخدام در بین جوانان برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید