enrollment

[ایالات متحده]/ɪnˈrəʊlmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈroʊlmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ثبت نام یا ثبت؛ تعداد افرادی که ثبت نام کرده یا ثبت شده‌اند؛ روند پیوستن به یک گروه یا موسسه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

open enrollment

ثبت‌نام باز

enrollment process

فرآیند ثبت‌نام

enrollment form

فرم ثبت‌نام

enrollment period

دوره ثبت‌نام

early enrollment

ثبت‌نام زود هنگام

enrollment fee

هزینه ثبت‌نام

enrollment status

وضعیت ثبت‌نام

enrollment limit

سقف ثبت‌نام

dual enrollment

ثبت‌نام دوگانه

enrollment cap

سقف ثبت‌نام

جملات نمونه

the enrollment process for the new semester starts next week.

فرآیند ثبت نام برای نیمه سال جدید هفته آینده آغاز می شود.

she completed her enrollment in the online course yesterday.

او دیروز ثبت نام خود را در دوره آنلاین تکمیل کرد.

enrollment in the program is limited to 30 students.

ثبت نام در برنامه برای 30 دانشجو محدود است.

he received confirmation of his enrollment by email.

او تأیید ثبت نام خود را از طریق ایمیل دریافت کرد.

the school offers early enrollment for kindergarten students.

مدرسه ثبت نام زودهنگام برای دانش آموزان پیش دبستانی ارائه می دهد.

late enrollment may incur additional fees.

ثبت نام دیر ممکن است شامل هزینه های اضافی باشد.

she is excited about her enrollment in the summer camp.

او از ثبت نام خود در اردوی تابستانی هیجان زده است.

enrollment statistics show an increase in international students.

آمار ثبت نام نشان دهنده افزایش دانشجویان بین المللی است.

he checked the enrollment requirements for the graduate program.

او الزامات ثبت نام برای برنامه تحصیلات تکمیلی را بررسی کرد.

the university's enrollment deadline is approaching fast.

مهلت ثبت نام دانشگاه به سرعت نزدیک می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید