ensembles

[ایالات متحده]/ɒnˈsɒm.bəlz/
[بریتانیا]/ɑnˈsɑm.bəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌های اقلام که به عنوان یک کل دیده می‌شوند؛ گروه موسیقی یا اجرا؛ لباس کامل، به ویژه برای زنان

عبارات و ترکیب‌ها

musical ensembles

اجراهای موسیقی

dance ensembles

گروه‌های رقص

theatrical ensembles

گروه‌های تئاتر

vocal ensembles

گروه‌های آوازی

artistic ensembles

گروه‌های هنری

performance ensembles

اجراهای گروهی

chamber ensembles

گروه‌های محوطه

string ensembles

گروه‌های زهی

vintage ensembles

گروه‌های قدیمی

jazz ensembles

گروه‌های جاز

جملات نمونه

she wore a beautiful ensemble to the gala.

او یک لباس زیبا به مهمانی شام پوشید.

the orchestra played a variety of musical ensembles.

ارکستر انواع گروه های موسیقی را اجرا کرد.

fashion designers often create stunning ensembles for runway shows.

طراحان مد اغلب مجموعه های خیره کننده ای برای نمایش های مدل لباس طراحی می کنند.

the theater company presented a series of dramatic ensembles.

شرکت تئاتر یک سری گروه های نمایشی ارائه داد.

she enjoys mixing different ensembles to express her style.

او از ترکیب لباس های مختلف برای بیان سبک خود لذت می برد.

the dance troupe performed various ensembles at the festival.

گروه رقص در جشنواره گروه های مختلفی را اجرا کرد.

we need to coordinate our ensembles for the performance.

ما باید لباس های خود را برای اجرا هماهنگ کنیم.

his collection features vibrant ensembles inspired by nature.

مجموعه او دارای لباس های رنگارنگ الهام گرفته از طبیعت است.

ensembles can vary greatly depending on the occasion.

لباس ها می توانند بسته به مناسبت بسیار متفاوت باشند.

the art exhibit showcased ensembles of different styles and mediums.

نمایشگاه هنری مجموعه ای از سبک ها و رسانه های مختلف را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید