ensigns

[ایالات متحده]/ˈɛnsaɪnz/
[بریتانیا]/ˈɛnsaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرچم‌ها یا بنرها، به‌ویژه در زمینه نظامی؛ رتبه یک افسر جوان در نیروی دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

naval ensigns

نشان‌های دریایی

national ensigns

نشان‌های ملی

military ensigns

نشان‌های نظامی

signal ensigns

نشان‌های سیگنال

state ensigns

نشان‌های ایالتی

ceremonial ensigns

نشان‌های تشریفاتی

color ensigns

نشان‌های رنگ

service ensigns

نشان‌های خدماتی

regimental ensigns

نشان‌های هنگ

unit ensigns

نشان‌های واحد

جملات نمونه

the ensigns of the army were proudly displayed during the parade.

نشان‌های ارتش با افتخار در طول رژه به نمایش گذاشته شدند.

he was promoted to the rank of ensign after completing his training.

او پس از اتمام آموزش به درجه سروان ارتقا یافت.

the ensigns flew high above the battlefield.

نشان‌ها در ارتفاع بالا بر فراز میدان جنگ به اهتزاز درآمدند.

ensigns are often the first to lead the charge in battle.

سروان‌ها اغلب اولین کسانی هستند که در نبرد حمله می‌کنند.

she designed the new ensigns for the naval fleet.

او طرح جدیدی برای نشان‌های ناوگان دریایی طراحی کرد.

the ensigns represent the values of our nation.

نشان‌ها نمایانگر ارزش‌های کشور ما هستند.

during the ceremony, the ensigns were raised in honor of the veterans.

در طول مراسم، نشان‌ها به احترام جانبازان برافراشته شدند.

the ensigns were carefully crafted to reflect historical significance.

نشان‌ها با دقت طراحی شدند تا اهمیت تاریخی را نشان دهند.

they marched proudly with their ensigns during the celebration.

آنها با افتخار با نشان‌های خود در جشن رژه رفتند.

the ensigns symbolize the unity of the troops.

نشان‌ها نماد وحدت نیروها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید