| جمع | entertainers |
as an entertainer, he's pretty harmless.
به عنوان یک سرگرمکننده، او تقریباً بیضرر است.
an entertainer's flamboyant personality;
شخصیت پر زرق و برق یک سرگرمکننده;
an entertainer who impersonates celebrities.
یک سرگرمکننده که چهرههای مشهور را تقلید میکند.
They've lined up some excellent entertainers for our show.
آنها سرگرمکنندگان بسیار خوبی را برای نمایش ما ترتیب دادهاند.
The entertainer didn’t fool us with his conjuring.
آن سرگرمکننده با شعبدهبازیاش ما را فریب نداد.
The ensuing publicity caused the entertainer to regret having sued the newspaper for libeling his character. See also Synonyms at sinister
تبلیغات پس از آن باعث شد سرگرمکننده پشیمان شود که روزنامه را به دلیل افترا به شخصیتش مورد شکایت قرار داده است. همچنین به مترادفها در وبسایت شوم نیز مراجعه کنید.
as an entertainer, he's pretty harmless.
به عنوان یک سرگرمکننده، او تقریباً بیضرر است.
an entertainer's flamboyant personality;
شخصیت پر زرق و برق یک سرگرمکننده;
an entertainer who impersonates celebrities.
یک سرگرمکننده که چهرههای مشهور را تقلید میکند.
They've lined up some excellent entertainers for our show.
آنها سرگرمکنندگان بسیار خوبی را برای نمایش ما ترتیب دادهاند.
The entertainer didn’t fool us with his conjuring.
آن سرگرمکننده با شعبدهبازیاش ما را فریب نداد.
The ensuing publicity caused the entertainer to regret having sued the newspaper for libeling his character. See also Synonyms at sinister
تبلیغات پس از آن باعث شد سرگرمکننده پشیمان شود که روزنامه را به دلیل افترا به شخصیتش مورد شکایت قرار داده است. همچنین به مترادفها در وبسایت شوم نیز مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید