entities

[ایالات متحده]/ˈentɪtiz/
[بریتانیا]/ˈɛntɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع موجودیت؛ موجودات یا اشیاء مستقل

عبارات و ترکیب‌ها

legal entities

نهادهای قانونی

business entities

شرکت‌ها

data entities

موجودیت‌های داده

financial entities

موجودیت‌های مالی

government entities

موجودیت‌های دولتی

nonprofit entities

مؤسسات غیرانتفاعی

public entities

موجودیت‌های عمومی

private entities

موجودیت‌های خصوصی

foreign entities

موجودیت‌های خارجی

related entities

موجودیت‌های مرتبط

جملات نمونه

entities can represent real-world objects.

موجودیت‌ها می‌توانند اشیاء دنیای واقعی را نشان دهند.

different entities interact in complex ways.

موجودیت‌های مختلف به روش‌های پیچیده با یکدیگر تعامل دارند.

data entities are crucial for database design.

موجودیت‌های داده برای طراحی پایگاه داده حیاتی هستند.

we need to define the entities in our model.

ما باید موجودیت‌ها را در مدل خود تعریف کنیم.

entities can have various attributes and relationships.

موجودیت‌ها می‌توانند ویژگی‌ها و روابط مختلفی داشته باشند.

understanding entities is key to effective communication.

درک موجودیت‌ها برای برقراری ارتباط موثر کلیدی است.

in programming, entities often represent classes.

در برنامه‌نویسی، موجودیت‌ها اغلب کلاس‌ها را نشان می‌دهند.

entities in the ecosystem are interconnected.

موجودیت‌ها در اکوسیستم به هم مرتبط هستند.

we are analyzing the entities within the dataset.

ما موجودیت‌ها را در مجموعه داده تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

entities can be categorized into different groups.

می‌توان موجودیت‌ها را در دسته‌های مختلف طبقه‌بندی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید