an entomophobe
یک انسان میگریز
being an entomophobe
بودن یک انسان میگریز
entomophobe's fear
страх انسان میگریز
serious entomophobe
انسان میگریز جدی
was an entomophobe
بود یک انسان میگریز
entomophobe reacts
انسان میگریز واکنش میدهد
entomophobe avoids
انسان میگریز اجتناب میکند
like an entomophobe
مثل یک انسان میگریز
self-confessed entomophobe
انسان میگریز خود اعتراف کرده
entomophobe's reaction
واکنش انسان میگریز
my friend is a self-proclaimed entomophobe and refuses to visit gardens.
دوست من یک انسان که خودش را یک انسان بیمار از حشرات مینامد و قطعاً به گیاهان نمیرود.
the entomophobe shrieked at the sight of a harmless ladybug.
انسัน بیمار از حشرات در دیدن یک میگوی بیخطر شوکه شد.
he's an entomophobe, so camping is completely out of the question.
او یک انسان بیمار از حشرات است، بنابراین اسکان در طبیعت کاملاً غیرممکن است.
despite therapy, she remains a severe entomophobe.
حتی با درمان، او هنوز یک انسان بسیار بیمار از حشرات است.
the documentary on insects was too much for the entomophobe to handle.
مستند درباره حشرات برای انسان بیمار از حشرات بسیار سخت بود.
an entomophobe's worst nightmare is a swarm of bees.
این بدترین رویا برای یک انسان بیمار از حشرات یک گروه زنگزن است.
she carefully checked her room for any signs of insects, being an entomophobe.
او با دقت اتاق خود را برای نشانههایی از حشرات بررسی کرد، چون یک انسان بیمار از حشرات بود.
the entomophobe jumped back in horror at the spider crawling on the wall.
انسان بیمار از حشرات با شوک به عقب رفت وقتی یک پارچه روی دیوار در حال حرکت بود.
being an entomophobe, he avoids picnics and outdoor events.
چون یک انسان بیمار از حشرات است، او از جشنهای خارج از خانه و چای گرمی خودداری میکند.
her entomophobe tendencies make traveling difficult.
رویکردهای او به عنوان یک انسان بیمار از حشرات سفر را دشوار میکند.
the entomophobe insisted on leaving the room when a moth flew by.
انسان بیمار از حشرات وقتی یک پروانه از اتاق گذشت، به خروج از اتاق اصرار کرد.
an entomophobe
یک انسان میگریز
being an entomophobe
بودن یک انسان میگریز
entomophobe's fear
страх انسان میگریز
serious entomophobe
انسان میگریز جدی
was an entomophobe
بود یک انسان میگریز
entomophobe reacts
انسان میگریز واکنش میدهد
entomophobe avoids
انسان میگریز اجتناب میکند
like an entomophobe
مثل یک انسان میگریز
self-confessed entomophobe
انسان میگریز خود اعتراف کرده
entomophobe's reaction
واکنش انسان میگریز
my friend is a self-proclaimed entomophobe and refuses to visit gardens.
دوست من یک انسان که خودش را یک انسان بیمار از حشرات مینامد و قطعاً به گیاهان نمیرود.
the entomophobe shrieked at the sight of a harmless ladybug.
انسัน بیمار از حشرات در دیدن یک میگوی بیخطر شوکه شد.
he's an entomophobe, so camping is completely out of the question.
او یک انسان بیمار از حشرات است، بنابراین اسکان در طبیعت کاملاً غیرممکن است.
despite therapy, she remains a severe entomophobe.
حتی با درمان، او هنوز یک انسان بسیار بیمار از حشرات است.
the documentary on insects was too much for the entomophobe to handle.
مستند درباره حشرات برای انسان بیمار از حشرات بسیار سخت بود.
an entomophobe's worst nightmare is a swarm of bees.
این بدترین رویا برای یک انسان بیمار از حشرات یک گروه زنگزن است.
she carefully checked her room for any signs of insects, being an entomophobe.
او با دقت اتاق خود را برای نشانههایی از حشرات بررسی کرد، چون یک انسان بیمار از حشرات بود.
the entomophobe jumped back in horror at the spider crawling on the wall.
انسان بیمار از حشرات با شوک به عقب رفت وقتی یک پارچه روی دیوار در حال حرکت بود.
being an entomophobe, he avoids picnics and outdoor events.
چون یک انسان بیمار از حشرات است، او از جشنهای خارج از خانه و چای گرمی خودداری میکند.
her entomophobe tendencies make traveling difficult.
رویکردهای او به عنوان یک انسان بیمار از حشرات سفر را دشوار میکند.
the entomophobe insisted on leaving the room when a moth flew by.
انسان بیمار از حشرات وقتی یک پروانه از اتاق گذشت، به خروج از اتاق اصرار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید