entomophobe

[ایالات متحده]/[ˌentəˈməʊfəʊb]/
[بریتانیا]/[ˌɛntəˈmoʊfoʊb]/

ترجمه

n. فردی که از حشرات بسیار بояت یا دوست ندارد؛ کسی که از حشرات پرهیز می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

an entomophobe

یک انسان می‌گریز

being an entomophobe

بودن یک انسان می‌گریز

entomophobe's fear

страх انسان می‌گریز

serious entomophobe

انسان می‌گریز جدی

was an entomophobe

بود یک انسان می‌گریز

entomophobe reacts

انسان می‌گریز واکنش می‌دهد

entomophobe avoids

انسان می‌گریز اجتناب می‌کند

like an entomophobe

مثل یک انسان می‌گریز

self-confessed entomophobe

انسان می‌گریز خود اعتراف کرده

entomophobe's reaction

واکنش انسان می‌گریز

جملات نمونه

my friend is a self-proclaimed entomophobe and refuses to visit gardens.

دوست من یک انسان که خودش را یک انسان بیمار از حشرات می‌نامد و قطعاً به گیاهان نمی‌رود.

the entomophobe shrieked at the sight of a harmless ladybug.

انسัน بیمار از حشرات در دیدن یک میگوی بی‌خطر شوکه شد.

he's an entomophobe, so camping is completely out of the question.

او یک انسان بیمار از حشرات است، بنابراین اسکان در طبیعت کاملاً غیرممکن است.

despite therapy, she remains a severe entomophobe.

حتی با درمان، او هنوز یک انسان بسیار بیمار از حشرات است.

the documentary on insects was too much for the entomophobe to handle.

مستند درباره حشرات برای انسان بیمار از حشرات بسیار سخت بود.

an entomophobe's worst nightmare is a swarm of bees.

این بدترین رویا برای یک انسان بیمار از حشرات یک گروه زنگ‌زن است.

she carefully checked her room for any signs of insects, being an entomophobe.

او با دقت اتاق خود را برای نشانه‌هایی از حشرات بررسی کرد، چون یک انسان بیمار از حشرات بود.

the entomophobe jumped back in horror at the spider crawling on the wall.

انسان بیمار از حشرات با شوک به عقب رفت وقتی یک پارچه روی دیوار در حال حرکت بود.

being an entomophobe, he avoids picnics and outdoor events.

چون یک انسان بیمار از حشرات است، او از جشن‌های خارج از خانه و چای گرمی خودداری می‌کند.

her entomophobe tendencies make traveling difficult.

رویکردهای او به عنوان یک انسان بیمار از حشرات سفر را دشوار می‌کند.

the entomophobe insisted on leaving the room when a moth flew by.

انسان بیمار از حشرات وقتی یک پروانه از اتاق گذشت، به خروج از اتاق اصرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید