entrancing

[ایالات متحده]/ɪnˈtrɑːnsɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈtrænsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز دلپذیری فریبنده یا جذاب

عبارات و ترکیب‌ها

entrancing beauty

زیبای مسحورکننده

entrancing melody

ملودی مسحورکننده

entrancing dance

رقص مسحورکننده

entrancing story

داستان مسحورکننده

entrancing view

منظره مسحورکننده

entrancing performance

اجای مسحورکننده

entrancing art

هنر مسحورکننده

entrancing light

نور مسحورکننده

entrancing voice

صدای مسحورکننده

entrancing landscape

منظره طبیعی مسحورکننده

جملات نمونه

the entrancing melody filled the room.

ملودی مسحورکننده اتاق را پر کرد.

she has an entrancing smile that captivates everyone.

او لبخندی مسحورکننده دارد که همه را مجذوب خود می کند.

the entrancing view from the mountain top took my breath away.

منظره مسحورکننده از بالای کوه، نفسم را گرفت.

his entrancing storytelling kept the audience engaged.

داستان سرای مسحورکننده او مخاطبان را درگیر نگه داشت.

the entrancing colors of the sunset were unforgettable.

رنگ های مسحورکننده غروب خورشید فراموش نشدنی بودند.

her voice had an entrancing quality that drew me in.

صدای او کیفیتی مسحورکننده داشت که مرا به خود جذب کرد.

the entrancing dance performance left everyone in awe.

اجرای رقص مسحورکننده همه را در شگفت رها کرد.

they visited an entrancing garden full of exotic flowers.

آنها از یک باغ مسحورکننده پر از گل های عجیب و غریب بازدید کردند.

the entrancing rhythm of the music made everyone want to dance.

ریتم مسحورکننده موسیقی باعث شد همه بخواهند برقصند.

his entrancing eyes seemed to hold a thousand stories.

چشمان مسحورکننده او گویی هزاران داستان را در خود جای داده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید