enveloping

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛləpɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛləpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احاطه کردن یا کاملاً محصور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enveloping fog

مه پدیده

enveloping warmth

گرما پوشش‌دهنده

enveloping darkness

تاریکی پوشش‌دهنده

enveloping silence

سکوت پوشش‌دهنده

enveloping love

عشق پوشش‌دهنده

enveloping atmosphere

فضای پوشش‌دهنده

enveloping clouds

ابر پوشش‌دهنده

enveloping embrace

آغوش پوشش‌دهنده

enveloping sound

صدا پوشش‌دهنده

enveloping mist

مه پوشش‌دهنده

جملات نمونه

the fog was enveloping the entire city.

مه گرفته کل شهر را فرا گرفته بود.

she felt a sense of calm enveloping her.

او احساس آرامش کرد که او را فرا گرفته است.

the warmth of the sun was enveloping us.

گرماي خورشيد ما را فرا گرفته بود.

dark clouds were enveloping the sky.

ابرهاي تيره آسمان را فرا گرفته بودند.

he spoke in a voice enveloping with authority.

او با لحنی که با اقتدار فرا گرفته بود صحبت کرد.

the music was enveloping the room.

موسیقی کل اتاق را فرا گرفته بود.

she wore a scarf, enveloping her neck warmly.

او یک روسری پوشید که گردنش را گرم فرا گرفت.

the mystery of the night was enveloping the forest.

راز شب جنگل را فرا گرفته بود.

his thoughts were enveloping him in doubt.

افکار او او را در تردید فرا گرفته بودند.

the soft blanket was enveloping her in comfort.

ملحفه نرم او را در آرامش فرا گرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید