engulfing

[ایالات متحده]/ɪnˈɡʌlfɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈɡʌlfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از engulf; بلعیدن یا احاطه کردن
adj. کاملاً بلعیدن یا احاطه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

engulfing flames

گداختن شعله

engulfing darkness

غرق شدن در تاریکی

engulfing waves

غرق شدن در امواج

engulfing sorrow

غرق شدن در غم

engulfing chaos

غرق شدن در هرج و مرج

engulfing fear

غرق شدن در ترس

engulfing passion

غرق شدن در اشتیاق

engulfing silence

غرق شدن در سکوت

engulfing storm

غرق شدن در طوفان

engulfing love

غرق شدن در عشق

جملات نمونه

the flames were engulfing the entire building.

شعله‌ها در حال فرا گرفتن کل ساختمان بودند.

she felt the sadness engulfing her.

او احساس کرد غم در حال فرا گرفتن اوست.

the storm was engulfing the small town.

طوفان در حال فرا گرفتن شهر کوچک بود.

his thoughts were engulfing him in despair.

افکار او را در ناامیدی فرا گرفتند.

the ocean waves were engulfing the shore.

امواج اقیانوس در حال فرا گرفتن ساحل بودند.

she was engulfing herself in her work.

او خود را در کار خود غرق می‌کرد.

the city was engulfing in a thick fog.

شهر در مه غلیظ غرق می‌شد.

he was engulfing his fears with courage.

او ترس‌های خود را با شجاعت سرکوب می‌کرد.

the music was engulfing the entire room.

موسیقی کل اتاق را فرا گرفت.

the fire was engulfing everything in its path.

آتش همه چیز را در مسیر خود فرا می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید