envisage

[ایالات متحده]/ɪnˈvɪzɪdʒ/
[بریتانیا]/ɪnˈvɪzɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. روبرو شدن با; تصور کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلenvisaged
صفت یا فعل حال استمراریenvisaging
شکل سوم شخص مفردenvisages
زمان گذشتهenvisaged

جملات نمونه

envisage an bright future

تصور یک آینده روشن

programs envisaged by the Government

برنامه‌هایی که دولت پیش‌بینی کرده است

The board envisages that there will be a high profit.

هیئت مدیره پیش‌بینی می‌کند که سود بالایی وجود خواهد داشت.

envisaged a world at peace.

تصور یک دنیای صلح‌آمیز را کرد.

He envisaged an old age of loneliness and poverty.

او دوران پیری تنهایی و فقر را تصور کرد.

phase two envisaged a period to regroup and resupply.

فاز دوم یک دوره برای بازسازی و تامین مجدد را پیش‌بینی می‌کرد.

Nobody can envisage the consequences of total nuclear war.

هیچ کس نمی‌تواند پیامدهای جنگ هسته‌ای تمام‌عیار را پیش‌بینی کند.

It should be quite simple; I don't envisage any difficulty.

بسیار ساده خواهد بود؛ من هیچ مشکلی را پیش‌بینی نمی‌کنم.

the Rome Treaty envisaged free movement across frontiers.

معاهده رم آزادی تردد از طریق مرزها را پیش‌بینی می‌کرد.

When do you envisage being able to finish the experiment?

چه زمانی انتظار دارید بتوانید آزمایش را به پایان برسانید؟

When do you envisage being able to pay me back?

چه زمانی انتظار دارید بتوانید به من بازپرداخت کنید؟

Henry Ford envisaged an important future for the motor car.

هنری فورد آینده مهمی برای خودرو متصور شد.

Innovation is lineal economics fails to envisage the economy with illuminate all the time ascensive mechanism.

نوآوری اقتصاد خطی نمی تواند اقتصاد را با مکانیسم صعودی روشن کند.

نمونه‌های واقعی

But the depressing effect is not quite what forecasters had envisaged in 2016.

اما اثر ناراحت‌کننده دقیقاً همان چیزی نیست که پیش‌بینی‌کنندگان در سال 2016 تصور کرده بودند.

منبع: The Economist (Summary)

Wven when I worked there, I'd never envisaged to live in there.

حتی زمانی که آنجا کار می‌کردم، هرگز تصور نمی‌کردم آنجا زندگی کنم.

منبع: Street interviews learning English

But bringing autonomous motoring to the world is proving harder than Google had envisaged.

اما آوردن رانندگی خودران به جهان دشوارتر از آن چیزی است که گوگل تصور کرده بود.

منبع: The Economist - Technology

Negotiations now will focus on the kind of relationship they envisage in the future.

اکنون مذاکرات بر نوع رابطه‌ای که آنها در آینده تصور می‌کنند، متمرکز خواهد شد.

منبع: BBC Listening Collection February 2020

Only to end up back where you began shortly after and no closer to what you had envisaged.

فقط برای اینکه مدتی بعد دوباره به همان نقطه اول برگردید و به آنچه تصور می‌کردید، نزدیک‌تر نشوید.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Not a prig. Just a man thrust into something he never wanted or envisaged.

یک آدم سخت‌گیر نیست. فقط یک مرد که به چیزی که هرگز نمی‌خواست یا تصور نمی‌کرد، رانده شد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

The draft also envisages amending the convention to give national judicial systems more wriggle room.

پیش‌نویس همچنین تصویری از اصلاح کنوانسیون برای دادن فضای بیشتری به سیستم‌های قضایی ملی را در نظر می‌گیرد.

منبع: The Economist - International

He said deals were envisaged with China, Iran, Russia and Ukraine.

او گفت که قراردادهایی با چین، ایران، روسیه و اوکراین در نظر گرفته شده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2018

It's envisaged a trip will cost between 50 and $100.

تصور می‌شود سفر بین 50 تا 100 دلار هزینه داشته باشد.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

The fact that the bill envisages ending the FUT only in 2018 suggests Ms Bachelet's economic team realises this.

این واقعیت که این لایحه تصویری از پایان دادن به FUT فقط در سال 2018 دارد، نشان می‌دهد که تیم اقتصادی خانم باچلهت این موضوع را درک می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید