across epochs
در طول دورانها
defining epochs
تعریف دورانها
epoch making
ساختن دوران
new epochs
دورانهای جدید
epoch's end
پایان دوران
epoch shift
تغییر دوران
epoch history
تاریخ دوران
epoch dawn
طلوع دوران
epoch long
طولانی بودن دوران
epoch marked
دوران مشخص شده
the model was trained over several epochs to improve accuracy.
مدل برای بهبود دقت، در طول چندین دوره آموزشی آموزش داده شد.
we analyzed the loss function across different training epochs.
ما تابع هزینه را در طول دورههای آموزشی مختلف تجزیه و تحلیل کردیم.
early stopping was implemented to prevent overfitting during training epochs.
برای جلوگیری از بیشبرازش در طول دورههای آموزشی، از توقف زودهنگام استفاده شد.
each epoch involved processing the entire training dataset once.
هر دوره شامل پردازش یکبار کل مجموعه دادههای آموزشی بود.
the learning rate was adjusted every few epochs to optimize convergence.
نرخ یادگیری هر چند دوره تنظیم میشد تا همگرایی بهینه شود.
the researchers experimented with varying the number of training epochs.
محققان با تغییر تعداد دورههای آموزشی آزمایش کردند.
we tracked the validation accuracy across multiple epochs.
ما دقت اعتبارسنجی را در طول دورههای متعدد ردیابی کردیم.
the network's performance plateaued after a certain number of epochs.
عملکرد شبکه پس از تعداد مشخصی دوره به یک سقف رسید.
the training script automatically runs for a specified number of epochs.
اسکریپت آموزش به طور خودکار برای تعداد مشخصی دوره اجرا میشود.
the impact of different batch sizes was evaluated across several epochs.
اثر اندازههای دسته مختلف در طول چندین دوره ارزیابی شد.
the model's weights are updated at the end of each epoch.
وزنهای مدل در پایان هر دوره بهروزرسانی میشوند.
across epochs
در طول دورانها
defining epochs
تعریف دورانها
epoch making
ساختن دوران
new epochs
دورانهای جدید
epoch's end
پایان دوران
epoch shift
تغییر دوران
epoch history
تاریخ دوران
epoch dawn
طلوع دوران
epoch long
طولانی بودن دوران
epoch marked
دوران مشخص شده
the model was trained over several epochs to improve accuracy.
مدل برای بهبود دقت، در طول چندین دوره آموزشی آموزش داده شد.
we analyzed the loss function across different training epochs.
ما تابع هزینه را در طول دورههای آموزشی مختلف تجزیه و تحلیل کردیم.
early stopping was implemented to prevent overfitting during training epochs.
برای جلوگیری از بیشبرازش در طول دورههای آموزشی، از توقف زودهنگام استفاده شد.
each epoch involved processing the entire training dataset once.
هر دوره شامل پردازش یکبار کل مجموعه دادههای آموزشی بود.
the learning rate was adjusted every few epochs to optimize convergence.
نرخ یادگیری هر چند دوره تنظیم میشد تا همگرایی بهینه شود.
the researchers experimented with varying the number of training epochs.
محققان با تغییر تعداد دورههای آموزشی آزمایش کردند.
we tracked the validation accuracy across multiple epochs.
ما دقت اعتبارسنجی را در طول دورههای متعدد ردیابی کردیم.
the network's performance plateaued after a certain number of epochs.
عملکرد شبکه پس از تعداد مشخصی دوره به یک سقف رسید.
the training script automatically runs for a specified number of epochs.
اسکریپت آموزش به طور خودکار برای تعداد مشخصی دوره اجرا میشود.
the impact of different batch sizes was evaluated across several epochs.
اثر اندازههای دسته مختلف در طول چندین دوره ارزیابی شد.
the model's weights are updated at the end of each epoch.
وزنهای مدل در پایان هر دوره بهروزرسانی میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید