times

[ایالات متحده]/taɪmz/
[بریتانیا]/taɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. ضربدر
v. ضرب کردن
n. تعداد مناسبت‌ها; یک دوره زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

several times

چندین بار

each time

هر زمان

many times

بارها

three times

سه بار

ancient times

عصر باستان

modern times

عصر مدرن

two times

دو بار

in times of

در زمان

in modern times

در عصر مدرن

in ancient times

در زمان‌های باستان

new york times

نیویورک تایمز

financial times

تایمز مالی

number of times

تعداد دفعات

times square

تقاطع خیابان‌های تایمز

bad times

زمان های بد

los angeles times

لس آنجلس تایمز

at various times

در زمان های مختلف

جملات نمونه

the editor of The Times .

ویراستار نشریه تایمز.

the times are graven on my memory.

اوقات در حافظه‌ام حک شده‌اند.

times of uncertainty and danger.

اوقات ناامنی و خطر.

The good old times are over.

آن روزهای خوش گذشته است.

palmy times for stockbrokers.

اوج دوران برای کارگزاران سهام.

Five times two is ten.

دو برابر پنج می‌شود ده.

times of turbulence and confusion.

اوقات آشفتگی و سردرگمی.

to keep abreast of the times in science

برای به روز بودن با زمان در علم

Three times six is eighteen.

سه برابر شش می‌شود هجده.

He was four times sacked and four times reinstated.

او چهار بار اخراج و چهار بار دوباره استخدام شد.

Instability may arise at times of change.

بی‌ثباتی ممکن است در زمان تغییرات بروز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید