equivocally stated
بیرویاست گفته شده
equivocally defined
بیرویاست تعریف شده
equivocally interpreted
بیرویاست تفسیر شده
equivocally expressed
بیرویاست بیان شده
equivocally understood
بیرویاست درک شده
equivocally agreed
بیرویاست توافق شده
equivocally communicated
بیرویاست منتقل شده
equivocally implied
بیرویاست تلویحاً بیان شده
equivocally acknowledged
بیرویاست پذیرفته شده
equivocally suggested
بیرویاست پیشنهاد شده
he spoke equivocally about his plans for the future.
او در مورد برنامههای آیندهاش به طور مبهم صحبت کرد.
the politician's statement was interpreted equivocally by the media.
اظهارات سیاستمدار توسط رسانهها به طور مبهم تفسیر شد.
she answered the question equivocally to avoid controversy.
او برای جلوگیری از جنجال، به طور مبهم به سوال پاسخ داد.
the instructions were written equivocally, leading to misunderstandings.
دستورالعملها به طور مبهم نوشته شده بودند که منجر به سوء تفاهم شد.
they discussed the issue equivocally, not wanting to take sides.
آنها به طور مبهم در مورد این موضوع بحث کردند، نمیخواستند طرفدار کسی باشند.
he tends to speak equivocally when addressing sensitive topics.
او معمولاً در هنگام پرداختن به موضوعات حساس به طور مبهم صحبت میکند.
the contract was written equivocally, causing legal disputes.
قرارداد به طور مبهم نوشته شده بود که منجر به اختلافات قانونی شد.
equivocally stated
بیرویاست گفته شده
equivocally defined
بیرویاست تعریف شده
equivocally interpreted
بیرویاست تفسیر شده
equivocally expressed
بیرویاست بیان شده
equivocally understood
بیرویاست درک شده
equivocally agreed
بیرویاست توافق شده
equivocally communicated
بیرویاست منتقل شده
equivocally implied
بیرویاست تلویحاً بیان شده
equivocally acknowledged
بیرویاست پذیرفته شده
equivocally suggested
بیرویاست پیشنهاد شده
he spoke equivocally about his plans for the future.
او در مورد برنامههای آیندهاش به طور مبهم صحبت کرد.
the politician's statement was interpreted equivocally by the media.
اظهارات سیاستمدار توسط رسانهها به طور مبهم تفسیر شد.
she answered the question equivocally to avoid controversy.
او برای جلوگیری از جنجال، به طور مبهم به سوال پاسخ داد.
the instructions were written equivocally, leading to misunderstandings.
دستورالعملها به طور مبهم نوشته شده بودند که منجر به سوء تفاهم شد.
they discussed the issue equivocally, not wanting to take sides.
آنها به طور مبهم در مورد این موضوع بحث کردند، نمیخواستند طرفدار کسی باشند.
he tends to speak equivocally when addressing sensitive topics.
او معمولاً در هنگام پرداختن به موضوعات حساس به طور مبهم صحبت میکند.
the contract was written equivocally, causing legal disputes.
قرارداد به طور مبهم نوشته شده بود که منجر به اختلافات قانونی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید