equivocally

[ایالات متحده]/ɪˈkwɪvəklɪ/
[بریتانیا]/ɪˈkwɪvəklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به بیش از یک تفسیر باز باشد; مبهماً

عبارات و ترکیب‌ها

equivocally stated

بی‌رویاست گفته شده

equivocally defined

بی‌رویاست تعریف شده

equivocally interpreted

بی‌رویاست تفسیر شده

equivocally expressed

بی‌رویاست بیان شده

equivocally understood

بی‌رویاست درک شده

equivocally agreed

بی‌رویاست توافق شده

equivocally communicated

بی‌رویاست منتقل شده

equivocally implied

بی‌رویاست تلویحاً بیان شده

equivocally acknowledged

بی‌رویاست پذیرفته شده

equivocally suggested

بی‌رویاست پیشنهاد شده

جملات نمونه

he spoke equivocally about his plans for the future.

او در مورد برنامه‌های آینده‌اش به طور مبهم صحبت کرد.

the politician's statement was interpreted equivocally by the media.

اظهارات سیاستمدار توسط رسانه‌ها به طور مبهم تفسیر شد.

she answered the question equivocally to avoid controversy.

او برای جلوگیری از جنجال، به طور مبهم به سوال پاسخ داد.

the instructions were written equivocally, leading to misunderstandings.

دستورالعمل‌ها به طور مبهم نوشته شده بودند که منجر به سوء تفاهم شد.

they discussed the issue equivocally, not wanting to take sides.

آنها به طور مبهم در مورد این موضوع بحث کردند، نمی‌خواستند طرفدار کسی باشند.

he tends to speak equivocally when addressing sensitive topics.

او معمولاً در هنگام پرداختن به موضوعات حساس به طور مبهم صحبت می‌کند.

the contract was written equivocally, causing legal disputes.

قرارداد به طور مبهم نوشته شده بود که منجر به اختلافات قانونی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید