unambiguously

[ایالات متحده]/ˌʌnæm'bigjuəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به وضوح و بدون ابهام

جملات نمونه

The instructions were unambiguously clear.

دستورالعمل‌ها به وضوح و بدون ابهام مشخص بود.

She unambiguously stated her opinion on the matter.

او به وضوح و بدون ابهام نظر خود را در مورد موضوع بیان کرد.

The results of the experiment were unambiguously positive.

نتایج آزمایش به طور قاطعانه مثبت بود.

He unambiguously denied any involvement in the crime.

او به طور قاطعانه هرگونه دخالت در جرم را انکار کرد.

The contract language was unambiguously written.

زبان قرارداد به وضوح و بدون ابهام نوشته شده بود.

The warning signs were unambiguously displayed.

علائم هشدار دهنده به وضوح و بدون ابهام نمایش داده شدند.

Her intentions were unambiguously good.

قصد او به وضوح و بدون ابهام خوب بود.

The rules of the game were unambiguously explained.

قوانین بازی به وضوح و بدون ابهام توضیح داده شد.

The survey results were unambiguously in favor of the new policy.

نتایج نظرسنجی به طور قاطعانه از سیاست جدید حمایت می کرد.

The evidence unambiguously pointed to the suspect's guilt.

دلایل به وضوح و بدون ابهام به گناه مظنون اشاره داشت.

نمونه‌های واقعی

On the one hand, you must be clear, you want your message to come across unambiguously.

از یک طرف، شما باید واضح باشید، می‌خواهید پیامتان به طور غیرمشخص منتقل نشود.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

What was once unambiguously justified suddenly seemed excessive.

آنچه زمانی به طور غیرقابل انکاره توجیه می‌شد، ناگهان بیش از حد به نظر رسید.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

So this really unambiguously tells you that humans did it.

بنابراین این واقعاً به شما می‌گوید که انسان‌ها این کار را انجام داده‌اند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

I mean, how big an effect has that been, and is it unambiguously good news?

منظورم این است که تأثیر آن چقدر بوده و آیا خبر غیرقابل انکاره خوبی است؟

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2020 Collection

There is, I think, no other way of analysing the current proceeds of production unambiguously.

به نظر من، راه دیگری برای تجزیه و تحلیل غیرقابل انکار جریان تولید فعلی وجود ندارد.

منبع: Employment, Interest, and General Theory of Money (Volume 1)

But what ought to be unambiguously good news, after years of delay, is not.

اما آنچه باید خبر غیرقابل انکاره خوبی باشد، پس از سال‌ها تأخیر، نیست.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

The instrument's " first-ever in-situ - in the original space" measurement " unambiguously confirms" the presence of sulphur, Isro said.

سنجش "اولین بار در محل - در فضای اصلی" دستگاه به طور قاطعانه وجود گوگرد را تایید می کند، سازمان فضایی هند (Isro) گفت.

منبع: 2023-38

Well, I think fundamentally Neal is wrong on this.You can either prove unambiguously that federal aid increases the price of higher education or you can not.

خب، من فکر می کنم به طور اساسی نیل در این مورد اشتباه می کند. شما می توانید به طور قاطعانه ثابت کنید که کمک های فدرال باعث افزایش هزینه آموزش عالی می شود یا نمی شود.

منبع: PBS Business Interview Series

The reason triangles are used, and not squares, or polygons, or some other more complex shape is simplicity: three points in space unambiguously define a plane.

دلیل استفاده از مثلث ها، و نه مربع ها، یا چندضلعی ها، یا هر شکل پیچیده تری، سادگی است: سه نقطه در فضا به طور قاطعانه یک صفحه را تعریف می کنند.

منبع: Technology Crash Course

America's election laws are often confusing. But the bar on " unauthorised" parties using a candidate's name unless " the title clearly and unambiguously shows opposition to the named candidate" seems clear.

قوانین انتخاباتی آمریکا اغلب گیج کننده است. اما محدودیت برای احزاب "غیرمجاز" برای استفاده از نام یک نامزد مگر اینکه "عنوان به وضوح و به طور قاطعانه نشان دهنده مخالفت با نامزد نامبرده باشد" واضح به نظر می رسد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید