erased memory
حافظه پاک شده
erased data
داده پاک شده
erased file
فایل پاک شده
erased history
سابقه پاک شده
erased evidence
دلایل پاک شده
erased thoughts
افکار پاک شده
erased marks
علامت های پاک شده
erased messages
پیام های پاک شده
erased files
فایل های پاک شده
erased records
ثبت سوابق پاک شده
the mistake was quickly erased from the document.
اشتباه به سرعت از سند پاک شد.
she erased the chalkboard before the next class.
او قبل از کلاس بعدی تخته سیاه را پاک کرد.
his memory of that event was completely erased.
حافظه او از آن رویداد به طور کامل پاک شد.
the artist erased parts of the drawing to refine it.
هنرمند قسمتی از نقاشی را برای بهتر کردن آن پاک کرد.
they erased the old files to free up space.
آنها فایلهای قدیمی را برای آزاد کردن فضا پاک کردند.
all traces of the incident were erased from the records.
تمام آثار آن حادثه از سوابق پاک شد.
she felt like her past mistakes had been erased.
او احساس کرد که اشتباهات گذشتهاش پاک شدهاند.
the software can erase unwanted data securely.
این نرمافزار میتواند دادههای ناخواسته را به طور ایمن پاک کند.
he erased the doubts from his mind and moved on.
او تردیدها را از ذهنش دور کرد و به جلو رفت.
the team erased their previous losses with a win.
تیم با یک برد، شکستهای قبلی خود را جبران کرد.
erased memory
حافظه پاک شده
erased data
داده پاک شده
erased file
فایل پاک شده
erased history
سابقه پاک شده
erased evidence
دلایل پاک شده
erased thoughts
افکار پاک شده
erased marks
علامت های پاک شده
erased messages
پیام های پاک شده
erased files
فایل های پاک شده
erased records
ثبت سوابق پاک شده
the mistake was quickly erased from the document.
اشتباه به سرعت از سند پاک شد.
she erased the chalkboard before the next class.
او قبل از کلاس بعدی تخته سیاه را پاک کرد.
his memory of that event was completely erased.
حافظه او از آن رویداد به طور کامل پاک شد.
the artist erased parts of the drawing to refine it.
هنرمند قسمتی از نقاشی را برای بهتر کردن آن پاک کرد.
they erased the old files to free up space.
آنها فایلهای قدیمی را برای آزاد کردن فضا پاک کردند.
all traces of the incident were erased from the records.
تمام آثار آن حادثه از سوابق پاک شد.
she felt like her past mistakes had been erased.
او احساس کرد که اشتباهات گذشتهاش پاک شدهاند.
the software can erase unwanted data securely.
این نرمافزار میتواند دادههای ناخواسته را به طور ایمن پاک کند.
he erased the doubts from his mind and moved on.
او تردیدها را از ذهنش دور کرد و به جلو رفت.
the team erased their previous losses with a win.
تیم با یک برد، شکستهای قبلی خود را جبران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید