annihilated

[ایالات متحده]/ˌænɪˈhɪleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌæniˈhɪleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه طور کامل نابود یا خراب کردن چیزی
adj.به طور کامل نابود یا خراب شده

عبارات و ترکیب‌ها

annihilated their opponent

حریف خود را نابود کردند

annihilated his competition

رقابت خود را نابود کرد

جملات نمونه

the enemy forces were completely annihilated in the battle.

نیروهای دشمن به طور کامل در این نبرد نابود شدند.

his dreams of success were annihilated by his failures.

رویاهای او از موفقیت توسط شکست هایش نابود شدند.

the fire annihilated the entire forest in a matter of hours.

آتش در عرض چند ساعت کل جنگل را نابود کرد.

his confidence was annihilated after that humiliating defeat.

پس از آن شکست خجاوتمندانه، اعتماد به نفس او نابود شد.

the team's hopes were annihilated when their star player got injured.

امیدهای تیم زمانی که بازیکن برجسته آنها دچار آسیب دیدگی شد، نابود شد.

his argument was annihilated by logic and evidence.

استدلال او توسط منطق و شواهد نابود شد.

the storm annihilated the crops, leaving farmers with nothing.

طوفان محصولات را نابود کرد و کشاورزان را بی چیز گذاشت.

his plans were annihilated by unforeseen circumstances.

برنامه‌های او توسط شرایط غیرمنتظره نابود شد.

the company's profits were annihilated by the recession.

درآمد شرکت به دلیل رکود نابود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید