erasures remain
پاک سازی ها باقی مانده اند
making erasures
ساختن پاک سازی ها
past erasures
پاک سازی های گذشته
erasures only
فقط پاک سازی ها
significant erasures
پاک سازی های مهم
correcting erasures
اصلاح پاک سازی ها
erasures exist
پاک سازی ها وجود دارند
multiple erasures
چندین پاک سازی
avoiding erasures
جلوگیری از پاک سازی ها
recent erasures
پاک سازی های اخیر
the editor made several erasures in the manuscript before publication.
ویراستار چندین حذف در متن قبل از انتشار انجام داد.
frequent erasures indicated a struggle with the wording.
حذفهای متعدد نشان دهنده یک مبارزه با بیان مفهوم بود.
the student’s erasures showed a lack of confidence in their answer.
حذفهای دانشآموز نشاندهنده عدم اعتماد به پاسخ او بود.
careful erasures can improve the clarity of a document.
حذفهای دقتآمیز میتواند روشنی یک مدرک را بهبود بخشد.
the artist used erasures to refine the charcoal drawing.
هنرمند از حذفها برای بازبینی رسم چوب کربن استفاده کرد.
he made significant erasures to the initial draft of the proposal.
او به طور قابل توجهی از اولین نسخه پیشنهاد حذفهایی انجام داد.
the software automatically corrects many common erasures.
نرمافزار به طور خودکار بسیاری از حذفهای رایج را اصلاح میکند.
she carefully reviewed the text, making necessary erasures.
او به دقت متن را بررسی کرد و حذفهای لازم را انجام داد.
the professor pointed out several erasures needed in the essay.
پروفسور چند حذف لازم در مقاله را اشاره کرد.
the history book contained numerous erasures and revisions.
کتاب تاریخ حاوی چندین حذف و بازبینی بود.
the detective noticed subtle erasures on the old document.
.detektیو حذفهای ظریف روی مدرک قدیمی را ملاحظه کرد.
erasures remain
پاک سازی ها باقی مانده اند
making erasures
ساختن پاک سازی ها
past erasures
پاک سازی های گذشته
erasures only
فقط پاک سازی ها
significant erasures
پاک سازی های مهم
correcting erasures
اصلاح پاک سازی ها
erasures exist
پاک سازی ها وجود دارند
multiple erasures
چندین پاک سازی
avoiding erasures
جلوگیری از پاک سازی ها
recent erasures
پاک سازی های اخیر
the editor made several erasures in the manuscript before publication.
ویراستار چندین حذف در متن قبل از انتشار انجام داد.
frequent erasures indicated a struggle with the wording.
حذفهای متعدد نشان دهنده یک مبارزه با بیان مفهوم بود.
the student’s erasures showed a lack of confidence in their answer.
حذفهای دانشآموز نشاندهنده عدم اعتماد به پاسخ او بود.
careful erasures can improve the clarity of a document.
حذفهای دقتآمیز میتواند روشنی یک مدرک را بهبود بخشد.
the artist used erasures to refine the charcoal drawing.
هنرمند از حذفها برای بازبینی رسم چوب کربن استفاده کرد.
he made significant erasures to the initial draft of the proposal.
او به طور قابل توجهی از اولین نسخه پیشنهاد حذفهایی انجام داد.
the software automatically corrects many common erasures.
نرمافزار به طور خودکار بسیاری از حذفهای رایج را اصلاح میکند.
she carefully reviewed the text, making necessary erasures.
او به دقت متن را بررسی کرد و حذفهای لازم را انجام داد.
the professor pointed out several erasures needed in the essay.
پروفسور چند حذف لازم در مقاله را اشاره کرد.
the history book contained numerous erasures and revisions.
کتاب تاریخ حاوی چندین حذف و بازبینی بود.
the detective noticed subtle erasures on the old document.
.detektیو حذفهای ظریف روی مدرک قدیمی را ملاحظه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید