eruptions

[ایالات متحده]/ɪˈrʌpʃənz/
[بریتانیا]/ɪˈrʌpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فوران; یک آزادسازی ناگهانی انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

volcanic eruptions

آتشفشان‌ها

eruption forecasts

پیش‌بینی فوران‌ها

eruption warnings

هشدار فوران

recent eruptions

فوران‌های اخیر

eruption patterns

الگوهای فوران

eruptions monitored

فوران‌های رصد شده

major eruptions

فوران‌های بزرگ

eruption activity

فعالیت فوران

historical eruptions

فوران‌های تاریخی

eruption impacts

اثرات فوران

جملات نمونه

volcanic eruptions can be devastating to nearby communities.

واکنش‌های آتشفشانی می‌توانند برای جوامع نزدیک ویرانگر باشند.

the scientists studied the patterns of past eruptions.

دانشمندان الگوهای فوران‌های گذشته را مطالعه کردند.

eruptions of lava can create new landforms.

فوران‌های گدازه می‌توانند شکل‌های جدید زمین را ایجاد کنند.

many eruptions are preceded by seismic activity.

بسیاری از فوران‌ها با فعالیت‌های لرزه‌ای همراه هستند.

some eruptions can release ash clouds into the atmosphere.

برخی از فوران‌ها می‌توانند ابرهای خاکستر را به اتمسفر آزاد کنند.

historical eruptions have changed the course of rivers.

فوران‌های تاریخی مسیر رودخانه‌ها را تغییر داده‌اند.

scientists monitor eruptions to predict future activity.

دانشمندان فوران‌ها را برای پیش‌بینی فعالیت‌های آینده رصد می‌کنند.

eruptions can have significant impacts on climate.

فوران‌ها می‌توانند تأثیرات قابل توجهی بر آب و هوا داشته باشند.

some eruptions are less explosive than others.

برخی از فوران‌ها کمتر از سایرین انفجاری هستند.

the eruptions of mount st. helens were well-documented.

فوران‌های کوه سنت هلنز به خوبی مستند شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید