emotional outbursts
خشمگيني غيرقابل كنترل
angry outbursts
خشمگيني غيرقابل كنترل
violent outbursts
تركشات خشونتآميز
frequent outbursts
تركشات مكرر
unexpected outbursts
تركشات غيرمنتظره
public outbursts
تركشات علني
outbursts of laughter
تركشات خنده
outbursts of anger
تركشات خشم
outbursts of emotion
تركشات احساسي
outbursts of joy
تركشات شادي
he often has emotional outbursts during meetings.
او اغلب در طول جلسات دچار تخلیه احساسی می شود.
the child's outbursts worried his parents.
تخلیه های کودک والدینش را نگران کرد.
her outbursts of anger were unexpected.
تخلیه های خشم او غیرمنتظره بود.
after several outbursts, he decided to seek help.
پس از چندین تخلیه، او تصمیم گرفت کمک بخواهد.
outbursts of laughter filled the room.
خنده های انفجاری اتاق را پر کرد.
his outbursts were a sign of his frustration.
تخلیه های او نشانه ای از ناراحتی او بود.
they tried to control their outbursts in public.
آنها سعی کردند تخلیه های خود را در حضور عموم کنترل کنند.
frequent outbursts can damage relationships.
تخلیه های مکرر می تواند به روابط آسیب برساند.
she apologized for her outbursts during the argument.
او برای تخلیه هایش در طول بحث عذرخواهی کرد.
his outbursts were often followed by regret.
تخلیه های او اغلب با پشیمانی همراه بود.
emotional outbursts
خشمگيني غيرقابل كنترل
angry outbursts
خشمگيني غيرقابل كنترل
violent outbursts
تركشات خشونتآميز
frequent outbursts
تركشات مكرر
unexpected outbursts
تركشات غيرمنتظره
public outbursts
تركشات علني
outbursts of laughter
تركشات خنده
outbursts of anger
تركشات خشم
outbursts of emotion
تركشات احساسي
outbursts of joy
تركشات شادي
he often has emotional outbursts during meetings.
او اغلب در طول جلسات دچار تخلیه احساسی می شود.
the child's outbursts worried his parents.
تخلیه های کودک والدینش را نگران کرد.
her outbursts of anger were unexpected.
تخلیه های خشم او غیرمنتظره بود.
after several outbursts, he decided to seek help.
پس از چندین تخلیه، او تصمیم گرفت کمک بخواهد.
outbursts of laughter filled the room.
خنده های انفجاری اتاق را پر کرد.
his outbursts were a sign of his frustration.
تخلیه های او نشانه ای از ناراحتی او بود.
they tried to control their outbursts in public.
آنها سعی کردند تخلیه های خود را در حضور عموم کنترل کنند.
frequent outbursts can damage relationships.
تخلیه های مکرر می تواند به روابط آسیب برساند.
she apologized for her outbursts during the argument.
او برای تخلیه هایش در طول بحث عذرخواهی کرد.
his outbursts were often followed by regret.
تخلیه های او اغلب با پشیمانی همراه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید