outbursts

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌbɜːsts/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌbɜrsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزادسازی خشن احساس یا انرژی قوی؛ بیان ناگهانی احساسات

عبارات و ترکیب‌ها

emotional outbursts

خشمگيني غيرقابل كنترل

angry outbursts

خشمگيني غيرقابل كنترل

violent outbursts

تركشات خشونت‌آميز

frequent outbursts

تركشات مكرر

unexpected outbursts

تركشات غيرمنتظره

public outbursts

تركشات علني

outbursts of laughter

تركشات خنده

outbursts of anger

تركشات خشم

outbursts of emotion

تركشات احساسي

outbursts of joy

تركشات شادي

جملات نمونه

he often has emotional outbursts during meetings.

او اغلب در طول جلسات دچار تخلیه احساسی می شود.

the child's outbursts worried his parents.

تخلیه های کودک والدینش را نگران کرد.

her outbursts of anger were unexpected.

تخلیه های خشم او غیرمنتظره بود.

after several outbursts, he decided to seek help.

پس از چندین تخلیه، او تصمیم گرفت کمک بخواهد.

outbursts of laughter filled the room.

خنده های انفجاری اتاق را پر کرد.

his outbursts were a sign of his frustration.

تخلیه های او نشانه ای از ناراحتی او بود.

they tried to control their outbursts in public.

آنها سعی کردند تخلیه های خود را در حضور عموم کنترل کنند.

frequent outbursts can damage relationships.

تخلیه های مکرر می تواند به روابط آسیب برساند.

she apologized for her outbursts during the argument.

او برای تخلیه هایش در طول بحث عذرخواهی کرد.

his outbursts were often followed by regret.

تخلیه های او اغلب با پشیمانی همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید