time escapes
زمان میگذرد
life escapes
زندگی میگذرد
reality escapes
واقعیت میگذرد
freedom escapes
آزادی میگذرد
memory escapes
حافظه میگذرد
opportunity escapes
فرصت میگذرد
attention escapes
توجه میگذرد
chance escapes
شانس میگذرد
thought escapes
فکر میگذرد
dream escapes
رویای میگذرد
he often escapes from reality through books.
او اغلب از طریق کتابها از واقعیت فرار میکند.
she escapes the hustle and bustle of city life on weekends.
او در آخر هفتهها از شلوغی و ازدحام زندگی شهری فرار میکند.
the prisoner escapes from the jail at midnight.
زندانی در نیمهشب از زندان فرار میکند.
sometimes, he escapes into his imagination.
گاهی اوقات، او به دنیای تصورات خود فرار میکند.
the cat escapes through a small hole in the fence.
گربه از طریق یک سوراخ کوچک در حصار فرار میکند.
she escapes the cold weather by traveling to warmer places.
او از هوای سرد با سفر به مکانهای گرمتر فرار میکند.
they plan to escape the city for a quiet weekend.
آنها برنامهریزی میکنند تا برای یک آخر هفته آرام از شهر فرار کنند.
he escapes the stress of work by practicing yoga.
او با انجام یوگا از استرس ناشی از کار فرار میکند.
many people escape their problems by watching movies.
بسیاری از مردم با تماشای فیلم از مشکلات خود فرار میکنند.
she often escapes to the countryside for some peace.
او اغلب برای آرامش به روستاها فرار میکند.
time escapes
زمان میگذرد
life escapes
زندگی میگذرد
reality escapes
واقعیت میگذرد
freedom escapes
آزادی میگذرد
memory escapes
حافظه میگذرد
opportunity escapes
فرصت میگذرد
attention escapes
توجه میگذرد
chance escapes
شانس میگذرد
thought escapes
فکر میگذرد
dream escapes
رویای میگذرد
he often escapes from reality through books.
او اغلب از طریق کتابها از واقعیت فرار میکند.
she escapes the hustle and bustle of city life on weekends.
او در آخر هفتهها از شلوغی و ازدحام زندگی شهری فرار میکند.
the prisoner escapes from the jail at midnight.
زندانی در نیمهشب از زندان فرار میکند.
sometimes, he escapes into his imagination.
گاهی اوقات، او به دنیای تصورات خود فرار میکند.
the cat escapes through a small hole in the fence.
گربه از طریق یک سوراخ کوچک در حصار فرار میکند.
she escapes the cold weather by traveling to warmer places.
او از هوای سرد با سفر به مکانهای گرمتر فرار میکند.
they plan to escape the city for a quiet weekend.
آنها برنامهریزی میکنند تا برای یک آخر هفته آرام از شهر فرار کنند.
he escapes the stress of work by practicing yoga.
او با انجام یوگا از استرس ناشی از کار فرار میکند.
many people escape their problems by watching movies.
بسیاری از مردم با تماشای فیلم از مشکلات خود فرار میکنند.
she often escapes to the countryside for some peace.
او اغلب برای آرامش به روستاها فرار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید