success eludes
موفقیت دستنیافتنی است
happiness eludes
خوشبختی دستنیافتنی است
truth eludes
حقیقت دستنیافتنی است
understanding eludes
درک دستنیافتنی است
clarity eludes
وضوح دستنیافتنی است
memory eludes
حافظه دستنیافتنی است
recognition eludes
تشخیص دستنیافتنی است
attention eludes
توجه دستنیافتنی است
victory eludes
پیروزی دستنیافتنی است
justice eludes
عدالت دستنیافتنی است
success often eludes those who do not work hard.
موفقیت اغلب از کسانی که سخت کار نمیکنند، اجتناح میکند.
the answer to the riddle eludes me.
پاسخ معما از من اجتناح میکند.
happiness eludes many people in their daily lives.
خوشبختی از بسیاری از مردم در زندگی روزمره آنها اجتناح میکند.
understanding the concept fully eludes her.
درک کامل مفهوم از او اجتناح میکند.
he tried to catch the butterfly, but it eluded him.
او سعی کرد پروانه را بگیرد، اما از او اجتناح کرد.
true love often eludes those who seek it too eagerly.
عشق واقعی اغلب از کسانی که آن را بیش از حد مشتاقانه جستجو میکنند، اجتناح میکند.
the solution to the problem eludes even the experts.
راه حل مشکل حتی از متخصصان نیز اجتناح میکند.
time eludes us when we are having fun.
وقتی سرگرم هستیم، زمان از ما اجتناح میکند.
his past eludes him, leaving many questions unanswered.
گذشته او از او اجتناح میکند و بسیاری از سوالات بی پاسخ را به جا میگذارد.
peace often eludes war-torn regions.
صلح اغلب از مناطق جنگ زده اجتناح میکند.
success eludes
موفقیت دستنیافتنی است
happiness eludes
خوشبختی دستنیافتنی است
truth eludes
حقیقت دستنیافتنی است
understanding eludes
درک دستنیافتنی است
clarity eludes
وضوح دستنیافتنی است
memory eludes
حافظه دستنیافتنی است
recognition eludes
تشخیص دستنیافتنی است
attention eludes
توجه دستنیافتنی است
victory eludes
پیروزی دستنیافتنی است
justice eludes
عدالت دستنیافتنی است
success often eludes those who do not work hard.
موفقیت اغلب از کسانی که سخت کار نمیکنند، اجتناح میکند.
the answer to the riddle eludes me.
پاسخ معما از من اجتناح میکند.
happiness eludes many people in their daily lives.
خوشبختی از بسیاری از مردم در زندگی روزمره آنها اجتناح میکند.
understanding the concept fully eludes her.
درک کامل مفهوم از او اجتناح میکند.
he tried to catch the butterfly, but it eluded him.
او سعی کرد پروانه را بگیرد، اما از او اجتناح کرد.
true love often eludes those who seek it too eagerly.
عشق واقعی اغلب از کسانی که آن را بیش از حد مشتاقانه جستجو میکنند، اجتناح میکند.
the solution to the problem eludes even the experts.
راه حل مشکل حتی از متخصصان نیز اجتناح میکند.
time eludes us when we are having fun.
وقتی سرگرم هستیم، زمان از ما اجتناح میکند.
his past eludes him, leaving many questions unanswered.
گذشته او از او اجتناح میکند و بسیاری از سوالات بی پاسخ را به جا میگذارد.
peace often eludes war-torn regions.
صلح اغلب از مناطق جنگ زده اجتناح میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید