espousal

[ایالات متحده]/ɪ'spaʊz(ə)l/
[بریتانیا]/ɪˈspaʊzəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایبندی؛ باور؛ درگیری
Word Forms
جمعespousals

جملات نمونه

his espousal of Western ideas.

پشتیبانی او از ایده‌های غربی.

The espousal of a notion of public good, drawing people beyond the personal and consumerist.

پذیرش این ایده از یک خیر عمومی، که مردم را فراتر از شخصی و مصرف‌گرایانه می‌برد.

Her espousal of environmental causes is well-known.

حمایت او از مسائل زیست‌محیطی بسیار مشهور است.

His espousal of the new technology helped the company stay ahead.

پشتیبانی او از فناوری جدید به شرکت کمک کرد تا از رقبا پیشی بگیرد.

The politician's espousal of social justice resonated with many voters.

حمایت سیاستمدار از عدالت اجتماعی با بسیاری از رای‌دهندگان همخوانی داشت.

The organization's espousal of diversity and inclusion is commendable.

حمایت سازمان از تنوع و شمول قابل تحسین است.

Her espousal of a healthy lifestyle inspires others to do the same.

حمایت او از یک سبک زندگی سالم الهام‌بخش دیگران برای انجام همین کار است.

Their espousal of traditional values is evident in their daily practices.

حمایت آنها از ارزش‌های سنتی در عمل روزمره آنها آشکار است.

The company's espousal of work-life balance has improved employee satisfaction.

حمایت شرکت از تعادل بین کار و زندگی باعث افزایش رضایت شغلی کارکنان شده است.

His espousal of free speech led to a lively debate on the topic.

حمایت او از آزادی بیان منجر به بحث‌های زنده در این مورد شد.

The community's espousal of unity and cooperation has brought about positive changes.

حمایت جامعه از وحدت و همکاری باعث ایجاد تغییرات مثبت شده است.

The artist's espousal of creativity and innovation is reflected in his works.

حمایت هنرمند از خلاقیت و نوآوری در آثار او منعکس شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید