esthetician

[ایالات متحده]/ɛsˈtɪʃ.ən/
[بریتانیا]/ɛsˈtɪʃ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص که درمان‌های زیبایی ارائه می‌دهد، مانند مراقبت از پوست و آرایش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

licensed esthetician

استتیک‌شناس دارای مجوز

esthetician services

خدمات زیبایی‌شناسان

esthetician training

آموزش زیبایی‌شناسان

esthetician career

مسیر شغلی زیبایی‌شناسان

esthetician consultation

مشاوره زیبایی‌شناسان

esthetician license

مجوز زیبایی‌شناسان

esthetician skills

مهارت‌های زیبایی‌شناسان

esthetician products

محصولات زیبایی‌شناسان

esthetician techniques

تکنیک‌های زیبایی‌شناسان

esthetician advice

نصیحت‌های زیبایی‌شناسان

جملات نمونه

the esthetician recommended a new skincare routine.

متخصص پوست یک روال جدید مراقبت از پوست را توصیه کرد.

many clients trust their esthetician for advice.

بسیاری از مشتریان برای مشاوره به متخصص پوست خود اعتماد دارند.

an esthetician can help with acne treatment.

یک متخصص پوست می تواند به درمان آکنه کمک کند.

she decided to become a licensed esthetician.

او تصمیم گرفت متخصص پوست شود.

the esthetician gave her a relaxing facial.

متخصص پوست یک ماساژ صورت آرامش بخش به او داد.

estheticians often attend workshops to improve their skills.

متخصصان پوست اغلب در کارگاه ها شرکت می کنند تا مهارت های خود را بهبود بخشند.

choosing the right esthetician is important for your skin.

انتخاب یک متخصص پوست مناسب برای پوست شما مهم است.

the esthetician explained the benefits of exfoliation.

متخصص پوست مزایای لایه برداری را توضیح داد.

she felt confident after her appointment with the esthetician.

او بعد از وقت ملاقاتش با متخصص پوست احساس اعتماد به نفس کرد.

estheticians use various products for different skin types.

متخصصان پوست از محصولات مختلف برای انواع مختلف پوست استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید