facialist

[ایالات متحده]/ˈfeɪʃəlɪst/
[بریتانیا]/ˈfeɪʃəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درمانگر زیبایی یا متخصص مراقبت از پوست که خدمات زیبایی چهره و سرویس‌های زیبایی دیگر انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

my facialist

پزشک پوست من

see a facialist

به پزشک پوست مراجعه کن

facialist appointment

کوپن مراجعه به پزشک پوست

the facialist

پزشک پوست

facialist recommended

پزشک پوست توصیه شده

visiting the facialist

مراجعه به پزشک پوست

facialist suggested

پزشک پوست پیشنهاد شده

your facialist

پزشک پوست شما

go to facialist

به پزشک پوست برو

facialist advised

پزشک پوست توصیه کرد

جملات نمونه

my facialist recommended a gentle cleanser for my sensitive skin.

فیسیالیست من یک شامپوی ملایم را برای پوست حساس من توصیه کرد.

the facialist applied a nourishing mask during my spa treatment.

فیسیالیست در حین درمان سانتریم، یک ماسک تغذیه‌آور روی پوست من قرار داد.

i visit my facialist every six weeks for maintenance facials.

من هر شش هفته یکبار به فیسیالیست من مراجعه می‌کنم تا درمان‌های نگهداری را دریافت کنم.

a skilled facialist can analyze your skin type accurately.

یک فیسیالیست ماهر می‌تواند نوع پوست شما را به درستی تحلیل کند.

the facialist suggested incorporating vitamin c into my skincare routine.

فیسیالیست پیشنهاد داد تا ویتامین سی را در روتین مراقبت از پوست من اضافه کنم.

my facialist uses only organic products for facial treatments.

فیسیالیست من تنها از محصولات طبیعی در درمان‌های پوست استفاده می‌کند.

after consulting with my facialist, i switched to a new moisturizer.

پس از مشورت با فیسیالیست من، به یک لوسیون جدید تغییر دادم.

the facialist performed a deep cleansing facial that transformed my skin.

فیسیالیست یک درمان تمیز کننده عمیق انجام داد که پوست من را بهبود بخشید.

i trust my facialist's advice about anti-aging products.

من به پیشنهاد فیسیالیست من در مورد محصولات ضد اسید ریزشی اعتماد دارم.

the facialist recommended staying out of the sun after the treatment.

فیسیالیست پس از درمان پیشنهاد داد تا از خورشید دوری کنید.

my facialist specializes in treating acne-prone skin.

فیسیالیست من متخصص در درمان پوست چروک‌دار است.

the facialist gave me a relaxing facial massage.

فیسیالیست یک ماساژ پوست آرام‌بخش به من داد.

after years of seeing the same facialist, my skin has never looked better.

پس از چندین سال مشورت با یک فیسیالیست، پوست من هرگز بهتر به نظر نمی‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید