estonian

[ایالات متحده]/esˈtəunjən/
[بریتانیا]/ɛˈstoniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به استونی
n. یک فرد از استونی، زبان استونی
Word Forms
جمعestonians

عبارات و ترکیب‌ها

Estonian culture

فرهنگ استونی

Estonian language

زبان استونی

جملات نمونه

She learned Estonian to communicate with her Estonian friends.

او برای برقراری ارتباط با دوستان استونیایی خود زبان استونیایی را یاد گرفت.

The Estonian culture is rich in traditions and folklore.

فرهنگ استونی به سنت‌ها و فولکلور غنی است.

He attended an Estonian language course to improve his language skills.

او برای بهبود مهارت‌های زبانی خود در یک دوره زبان استونیایی شرکت کرد.

The Estonian flag consists of three horizontal stripes: blue, black, and white.

پرچم استونی از سه نوار افقی تشکیل شده است: آبی، سیاه و سفید.

Estonian cuisine is known for its use of potatoes, meat, and fish.

آشپزی استونی به دلیل استفاده از سیب زمینی، گوشت و ماهی شناخته شده است.

She bought a traditional Estonian sweater as a souvenir from her trip.

او یک ژاکت سنتی استونیایی به عنوان سوغاتی از سفر خود خرید.

The Estonian music scene is diverse, with influences from both traditional and modern styles.

صحنه موسیقی استونی متنوع است و تحت تأثیر سبک‌های سنتی و مدرن قرار دارد.

He was impressed by the Estonian architecture during his visit to Tallinn.

او تحت تأثیر معماری استونیایی در طول بازدید خود از تالین بود.

Learning about Estonian history helped her understand the country's cultural heritage.

آشنایی با تاریخ استونی به او کمک کرد تا از میراث فرهنگی کشور درک کند.

The Estonian government is committed to promoting environmental sustainability.

دولت استونی متعهد به ترویج پایداری محیط زیست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید