| جمع | outsiders |
Things often appear chaotic to the outsider.
چیزها اغلب از نظر یک ناظر بیرونی آشفته به نظر میرسند.
he was stitched up by outsiders and ousted as chairman.
او توسط افراد خارجی فریب داده و به عنوان رئیس خلع شد.
Although the family quarrelled a good deal among themselves, they quickly closed ranks against any outsider who criticized one of them.
اگرچه خانواده اغلب با یکدیگر بحث میکردند، اما به سرعت در برابر هر فردی که به یکی از آنها انتقاد میکرد، متحد میشدند.
He always felt like an outsider at school.
او همیشه در مدرسه احساس میکرد که یک غریبه است.
The new employee felt like an outsider among the seasoned staff.
کارمند جدید احساس میکرد که در بین کارکنان باتجربه یک غریبه است.
As an outsider, she brought a fresh perspective to the project.
به عنوان یک غریبه، او یک دیدگاه جدید به پروژه آورد.
The outsider's perspective can often offer valuable insights.
دیدگاه یک غریبه اغلب میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
She was always treated as an outsider in the tight-knit community.
او همیشه در جامعهای که ارتباطات تنگاتنگی داشت، به عنوان یک غریبه مورد معامله قرار میگرفت.
The outsider's opinion was not taken seriously by the group.
نظر غریبه توسط گروه جدی گرفته نمیشد.
He felt like an outsider in his own family after years of living abroad.
بعد از سالها زندگی در خارج از کشور، او احساس میکرد که در خانواده خود یک غریبه است.
The outsider's unique perspective brought a new dimension to the discussion.
دیدگاه منحصر به فرد غریبه، یک بعد جدید به بحث اضافه کرد.
Despite being an outsider, she quickly integrated into the team.
با وجود اینکه یک غریبه بود، او به سرعت در تیم ادغام شد.
The outsider's presence challenged the group's conventional thinking.
حضور غریبه تفکر سنتی گروه را به چالش کشید.
It was only outsiders who, back then, had photos.
فقط افراد خارج از گروه بودند که در آن زمان عکس داشتند.
منبع: CNN 10 Student English February 2021 CompilationWill you? - I've said... It was an outsider.
تو چی؟ - من گفتم... اون یک فرد خارجی بود.
منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4But let us have no outsiders--no police or officials.
اما اجازه ندهیم هیچ فرد خارجی - هیچ پلیس یا مسئولی وجود داشته باشد.
منبع: The Sign of the FourWe-we know what it feels like to be an outsider.
ما میدانیم چه حسی دارد که یک فرد خارجی باشید.
منبع: Modern Family - Season 10The group turned toward him and accorded him the politeness always due an outsider.
گروه به سمت او چرخید و به او رفتاری مودبانه نشان داد که همیشه باید با یک فرد خارجی داشت.
منبع: Gone with the WindAnd when you don't belong, you're an outsider.
و وقتی احساس تعلق نمیکنید، شما یک فرد خارجی هستید.
منبع: The meaning of solitude.I mean, these are political outsiders either way, and that's a big deal, right?
منظورم این است که اینها در هر صورت افراد سیاسی غیرمتعارف هستند و این مسئله مهمی است، درست است؟
منبع: NPR News June 2022 CompilationBoth were peasant outsiders who, with exceptional ruthlessness, had made their way to the top.
هر دو فرد خارجی بودند که با بیرحمی استثنایی توانسته بودند راه خود را به سمت بالا باز کنند.
منبع: The Guardian (Article Version)So, how do we handle being an outsider?
پس، چگونه باید با بودن یک فرد خارجی کنار آمد؟
منبع: The meaning of solitude.Collaboration certainly makes your individual competencies and contributions more difficult for outsiders to identify.
همکاری قطعاً شناسایی نقاط قوت و مشارکتهای فردی شما را برای افراد خارجی دشوارتر میکند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)Things often appear chaotic to the outsider.
چیزها اغلب از نظر یک ناظر بیرونی آشفته به نظر میرسند.
he was stitched up by outsiders and ousted as chairman.
او توسط افراد خارجی فریب داده و به عنوان رئیس خلع شد.
Although the family quarrelled a good deal among themselves, they quickly closed ranks against any outsider who criticized one of them.
اگرچه خانواده اغلب با یکدیگر بحث میکردند، اما به سرعت در برابر هر فردی که به یکی از آنها انتقاد میکرد، متحد میشدند.
He always felt like an outsider at school.
او همیشه در مدرسه احساس میکرد که یک غریبه است.
The new employee felt like an outsider among the seasoned staff.
کارمند جدید احساس میکرد که در بین کارکنان باتجربه یک غریبه است.
As an outsider, she brought a fresh perspective to the project.
به عنوان یک غریبه، او یک دیدگاه جدید به پروژه آورد.
The outsider's perspective can often offer valuable insights.
دیدگاه یک غریبه اغلب میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
She was always treated as an outsider in the tight-knit community.
او همیشه در جامعهای که ارتباطات تنگاتنگی داشت، به عنوان یک غریبه مورد معامله قرار میگرفت.
The outsider's opinion was not taken seriously by the group.
نظر غریبه توسط گروه جدی گرفته نمیشد.
He felt like an outsider in his own family after years of living abroad.
بعد از سالها زندگی در خارج از کشور، او احساس میکرد که در خانواده خود یک غریبه است.
The outsider's unique perspective brought a new dimension to the discussion.
دیدگاه منحصر به فرد غریبه، یک بعد جدید به بحث اضافه کرد.
Despite being an outsider, she quickly integrated into the team.
با وجود اینکه یک غریبه بود، او به سرعت در تیم ادغام شد.
The outsider's presence challenged the group's conventional thinking.
حضور غریبه تفکر سنتی گروه را به چالش کشید.
It was only outsiders who, back then, had photos.
فقط افراد خارج از گروه بودند که در آن زمان عکس داشتند.
منبع: CNN 10 Student English February 2021 CompilationWill you? - I've said... It was an outsider.
تو چی؟ - من گفتم... اون یک فرد خارجی بود.
منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4But let us have no outsiders--no police or officials.
اما اجازه ندهیم هیچ فرد خارجی - هیچ پلیس یا مسئولی وجود داشته باشد.
منبع: The Sign of the FourWe-we know what it feels like to be an outsider.
ما میدانیم چه حسی دارد که یک فرد خارجی باشید.
منبع: Modern Family - Season 10The group turned toward him and accorded him the politeness always due an outsider.
گروه به سمت او چرخید و به او رفتاری مودبانه نشان داد که همیشه باید با یک فرد خارجی داشت.
منبع: Gone with the WindAnd when you don't belong, you're an outsider.
و وقتی احساس تعلق نمیکنید، شما یک فرد خارجی هستید.
منبع: The meaning of solitude.I mean, these are political outsiders either way, and that's a big deal, right?
منظورم این است که اینها در هر صورت افراد سیاسی غیرمتعارف هستند و این مسئله مهمی است، درست است؟
منبع: NPR News June 2022 CompilationBoth were peasant outsiders who, with exceptional ruthlessness, had made their way to the top.
هر دو فرد خارجی بودند که با بیرحمی استثنایی توانسته بودند راه خود را به سمت بالا باز کنند.
منبع: The Guardian (Article Version)So, how do we handle being an outsider?
پس، چگونه باید با بودن یک فرد خارجی کنار آمد؟
منبع: The meaning of solitude.Collaboration certainly makes your individual competencies and contributions more difficult for outsiders to identify.
همکاری قطعاً شناسایی نقاط قوت و مشارکتهای فردی شما را برای افراد خارجی دشوارتر میکند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید