| جمع | evanescences |
fleeting evanescence
ناپایداری زودگذر
beauty of evanescence
زیبایی ناپایداری
evanescence of time
ناپایداری زمان
whispers of evanescence
نجوای ناپایداری
evanescence in nature
ناپایداری در طبیعت
evanescence of dreams
ناپایداری رویاها
evanescence of youth
ناپایداری جوانی
evanescence of love
ناپایداری عشق
charm of evanescence
جذابیت ناپایداری
evanescence in art
ناپایداری در هنر
the evanescence of youth is often lamented.
ناپایداری جوانی اغلب مورد اعتراض قرار میگیرد.
she captured the evanescence of the moment in her painting.
او گذرا بودن لحظه را در نقاشی خود به تصویر کشید.
his memories are filled with evanescence and nostalgia.
خاطرات او با ناپایداری و دلتنگی پر شده است.
they discussed the evanescence of beauty in the art world.
آنها در مورد ناپایداری زیبایی در دنیای هنر بحث کردند.
the evanescence of autumn leaves is a beautiful sight.
ناپایداری برگهای پاییزی یک منظره زیبا است.
time has a way of highlighting the evanescence of life.
زمان راهی برای برجسته کردن ناپایداری زندگی دارد.
she wrote a poem about the evanescence of dreams.
او شعر درباره ناپایداری رویاها نوشت.
the evanescence of the sunset left them in awe.
ناپایداری غروب خورشید آنها را در شگفتگی قرار داد.
in philosophy, evanescence is often linked to impermanence.
در فلسفه، ناپایداری اغلب با گذرا بودن مرتبط است.
she reflected on the evanescence of happiness.
او در مورد ناپایداری خوشبختی تأمل کرد.
fleeting evanescence
ناپایداری زودگذر
beauty of evanescence
زیبایی ناپایداری
evanescence of time
ناپایداری زمان
whispers of evanescence
نجوای ناپایداری
evanescence in nature
ناپایداری در طبیعت
evanescence of dreams
ناپایداری رویاها
evanescence of youth
ناپایداری جوانی
evanescence of love
ناپایداری عشق
charm of evanescence
جذابیت ناپایداری
evanescence in art
ناپایداری در هنر
the evanescence of youth is often lamented.
ناپایداری جوانی اغلب مورد اعتراض قرار میگیرد.
she captured the evanescence of the moment in her painting.
او گذرا بودن لحظه را در نقاشی خود به تصویر کشید.
his memories are filled with evanescence and nostalgia.
خاطرات او با ناپایداری و دلتنگی پر شده است.
they discussed the evanescence of beauty in the art world.
آنها در مورد ناپایداری زیبایی در دنیای هنر بحث کردند.
the evanescence of autumn leaves is a beautiful sight.
ناپایداری برگهای پاییزی یک منظره زیبا است.
time has a way of highlighting the evanescence of life.
زمان راهی برای برجسته کردن ناپایداری زندگی دارد.
she wrote a poem about the evanescence of dreams.
او شعر درباره ناپایداری رویاها نوشت.
the evanescence of the sunset left them in awe.
ناپایداری غروب خورشید آنها را در شگفتگی قرار داد.
in philosophy, evanescence is often linked to impermanence.
در فلسفه، ناپایداری اغلب با گذرا بودن مرتبط است.
she reflected on the evanescence of happiness.
او در مورد ناپایداری خوشبختی تأمل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید