evanescence

[ایالات متحده]/ˌɛvəˈnɛsəns/
[بریتانیا]/ˌɛvəˈnɛsəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تدریجی ناپدید شدن؛ وضعیت گذرا یا لحظه‌ای بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fleeting evanescence

ناپایداری زودگذر

beauty of evanescence

زیبایی ناپایداری

evanescence of time

ناپایداری زمان

whispers of evanescence

نجوای ناپایداری

evanescence in nature

ناپایداری در طبیعت

evanescence of dreams

ناپایداری رویاها

evanescence of youth

ناپایداری جوانی

evanescence of love

ناپایداری عشق

charm of evanescence

جذابیت ناپایداری

evanescence in art

ناپایداری در هنر

جملات نمونه

the evanescence of youth is often lamented.

ناپایداری جوانی اغلب مورد اعتراض قرار می‌گیرد.

she captured the evanescence of the moment in her painting.

او گذرا بودن لحظه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

his memories are filled with evanescence and nostalgia.

خاطرات او با ناپایداری و دلتنگی پر شده است.

they discussed the evanescence of beauty in the art world.

آنها در مورد ناپایداری زیبایی در دنیای هنر بحث کردند.

the evanescence of autumn leaves is a beautiful sight.

ناپایداری برگ‌های پاییزی یک منظره زیبا است.

time has a way of highlighting the evanescence of life.

زمان راهی برای برجسته کردن ناپایداری زندگی دارد.

she wrote a poem about the evanescence of dreams.

او شعر درباره ناپایداری رویاها نوشت.

the evanescence of the sunset left them in awe.

ناپایداری غروب خورشید آن‌ها را در شگفتگی قرار داد.

in philosophy, evanescence is often linked to impermanence.

در فلسفه، ناپایداری اغلب با گذرا بودن مرتبط است.

she reflected on the evanescence of happiness.

او در مورد ناپایداری خوشبختی تأمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید