evangelized

[ایالات متحده]/ɪˈvæn.dʒə.laɪzd/
[بریتانیا]/ɪˈvæn.dʒə.laɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل بشارت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

evangelized message

پیام تبشیر

evangelized faith

ایمان تبشیر

evangelized community

جامعه تبشیر

evangelized ideas

ایده‌های تبشیر

evangelized principles

اصول تبشیر

evangelized beliefs

باورهای تبشیر

evangelized culture

فرهنگ تبشیر

evangelized values

ارزش‌های تبشیر

evangelized teachings

آموزش‌های تبشیر

evangelized audience

مخاطبان تبشیر

جملات نمونه

she evangelized her beliefs to the community.

او باورهای خود را به جامعه ترویج کرد.

they evangelized the importance of education.

آنها اهمیت آموزش را ترویج کردند.

the organization evangelized for environmental protection.

سازمان برای حفاظت از محیط زیست ترویج کرد.

he evangelized the new technology at the conference.

او فناوری جدید را در کنفرانس ترویج کرد.

she evangelized her fitness routine to her friends.

او روتین تناسب اندام خود را به دوستانش ترویج کرد.

they evangelized the idea of healthy eating.

آنها ایده تغذیه سالم را ترویج کردند.

the preacher evangelized to the congregation.

واعظ به جمع حاضر ترویج کرد.

he evangelized the benefits of meditation.

او فواید مدیتیشن را ترویج کرد.

she evangelized for social justice.

او برای عدالت اجتماعی ترویج کرد.

the campaign evangelized the need for more volunteers.

کمپین نیاز به داوطلبان بیشتر را ترویج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید